X
تبلیغات
نظم ونثر
"بشارت بده بر بندگانی که همه سخنها را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند(سوره زمر)..یا مهدی(عج)

سلام
در خبر ها آمده است:
با اصلاح قانون مالیات بر ارزش افزوده، هزینه های کفن و دفن مردم کاهش خواهد یافت.

مژده آمد ای عزیزان قبر ارزان می شود
فکر دفن خود نباشیم کار آسان می شود

مالیات قبر را دولت نمی گیرد دگر
شخص صاحب مرده را ،این راحت جان می شود

با چنین لطفی که دولت کرده باید زود مرد
لاجرم با افت دخل خود پشیمان می شود

این معافیت سبب بر رونق مردن شود
شهر با ابر معافی مرده باران می شود

این چه کاری بود دولت کرد با ما زندگان
مردگی بر زندگی دارای رجحان می شود

تا که وقتی هست جانا زود رو قبری بخر
با زیادی تقاضا قیمت جان می شود

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

غزل انصرافی:

دست از سر من بردار ای دولت جانانه
زین پس نمی خواهم این تحفه ی یارانه

با شیوه عز وجز تو منصرفم کردی
ارزانی تو بادا این وجه فقیرانه

تبلیغ چنان کردی تا بنده گمان کردم
بد گونه گنه باشد ارجاع به سامانه

یارانه کشان دامن از بنده جدا گردید
از منصرفان گشتم با حال غریبانه

منبعد گریزانم از واژه ی ترکیبی
هر واژه که پسوندش باشد همی "آنه"

گر مشکل تو باقیست برگو که کنم تقدیم
همراه به یارانه ،کارانه وکاشانه

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

دوبیتی های هدفدار هدفمندی:

از جرگه ی آسیب پذیرانم من
در امر معاش زار وحیرانم من

حالا که هدفمندی دو می آید
آماده دل کندن ازین جانم من
***
دولت که حمایتگر مستضعف بود
یک ربع به قیمت کرایه افزود

باید که پیاده رفتن آغاز کنم
سخت است که با قیمت فعلی آسود
****
ای قیمت بنزین تو چرا ناز کنی
وقت است که تغییر نو آغاز کنی

ای پیش قراول تورم، باید
سیمرغ شوی به قله پرواز کنی
*****
ای نان که برم عزیز تر ازجانی
گویند که ممکن است ارزان مانی

این خام خیال گر که ممکن گردد
هر روز به صرف تو دهم مهمانی
*****
آسیب پذیرم و چو در در صدفم
بر تیر هدفمندگران یک هدفم
یارانه سپر باشدم اما نازک
همواره به حال اضطرار واسفم

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

امروز در خبر ها آمده که گل 50 درصد ارزان شده است.به همه مردم ایران تبریک عرض می کنم ..بالاخره مسئولین موفق شدند  قیمت یکی از اقلام مورد نیاز مردم رو به حدی پایین بیارند که باعث شگفتی تمام جهانیان بشه..با این کار بزرگ ما میتونیم در سبد احتیاجات خانوار گل رو جایگزین خیلی از چیز ها بکنیم..ازین به بعد ما دیگه راحت می تونیم ..گل بگیریم..گل بخوریم..گل بزنیم


این خبر آمد گل ارزان شده
مایه شادی روح وجان شده

در سه وعده من فقط گل می خورم
چون خبر آمد گل ارزان شده

جای بنزین خودروام گل میزنم
چون خبر آمد گل ارزان شده

نوشش من می شود صرفا گلاب
چون خبر آمد گل ارزان شده

پوششی از گل بدوزم بهر خود
چون خبر آمد گل ارزان شده

کاسه ی گل را کنم ظرف خودم
چون خبر آمد گل ارزان شده

با چراغ گل کنم روشن سرا
چون خبر آمد گل ارزان شده

پخت وپز با ساقه ی گل می کنم
چون خبر آمد گل ارزان شده

بر طلبکاران خود گل میدهم
چون خبر آمد گل ارزان شده

حمد حق دیگر ندارم مشکلی
چون خبر آمد گل ارزان شده

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

سال نو مبارک..

امیدوارم این چند روز تعطیلات عید به شما خوش گذشته باشه..
به درد دل من توجه کنید



امان از بچه مهمانهای شیطان
که آوردند بر لبهای من جان

به هرجایی زخانه سر کشیدند
زهر دیوار بالا رفته آسان

به ظرف میوه ونقل وشیرینی
نموده حمله با حرص فراوان

 ظروف سطح بالایی شکستند

بلور وچینی وامثال ایشان

بسی لب را به دندانم گزیدم

زدست این وروجکهای مهمان

بشین بر جمله آنان بی اثر بود
شلوغیشان مرا می کرد حیران

پدرهاشان همه چون ماست بودند
نمودندی مرا لبخند باران

دلم می خواست گر که بد نبودی
زنم آنها که تا گردند بی جان

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام
با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن بهار وعید نوروز:
 
 یکبار دگر بهار می آید
سرمستی لاله زار می آید
 
بلبل به نوای بس طرب انگیز
در صحنه ی سبزه زار می آید
 
هر غنچه به هر طرف که می بینی
بشکفته همی به بار می آید
 
گرمی هوا دوباره بر گردد
سردی هوا نزار می آید
 
از آب به گوش جان نوایی خوش
از چشمه ی کوهسار می آید
 
خورشید به روی باز می خندد
هر صبح چه بیقرار می آید
 
هر رستنی از خاک بر آرد سر
بر دشت ودمن نگار می آید
 
جولانگه قاصدک شود هر جا
آواز دهد بهار می آید

 
اسفند برفته فرودین گردد
نوروز به روز گار می آید
 
اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


 سلام

با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) دلسروده ام تقدیم می شود:

فاطمیه می کنم یاد مدینه
یاد آن در ،ضربه  ی مسمار وسینه


یاد آتش بر در بیت خدایی
یاد مظلومی بانویی حزینه


یاد آن بی حرمتی های فراوان
بر سفارش کرده ی شاه مدینه


یاد آن فریاد ادرک فضه ای که
آمد از حلقوم یاس بی قرینه


یاد کوچه یاد آن دست حرامی
صورت نیلی شده از روی کینه


یاد مولا حیدر ودستان بسته
یاد اشکش از غم بازو وسینه


یاد زهرا یاد آن غسل شبانه
گریه طفلان با سنی کمینه


فاطمیه اول غمهای زینب
فاطمیه کربلا را شد زمینه


اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

اندر حکایت حذف یارانه اقشار مرفه در سال 93:

من معترفم به اینکه وضعم خوب است

لیکن به اخیر در دلم آشوب است

آشوب برای احتمال حذف

یارانه که پیش من بسی محبوب است

عادت بنموده ام به یارانه ی خود

با هجرت آن کمیت من معیوب است

اپسیلن کل ثروتم یارانه ست

لیکن بر من چو گوهری مرغوب است

بر کت بدهد به زندگی یارانه

هرکس که نگیردش بسی مغلوب است

گر دولت ما بگیرد آنرا از من

داند که به پیش قشر ما مغضوب است

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

شعر خونه تکونی امسال:


وقتی بگوش ما میاد صدای پای سال نو

خانمهای خونه میرن پیشواز سال جلو جلو

به این بهونه روزها خونه تکونی می کنن

حتی خانمهای مسن یاد جوونی می کنن

دست به کمر می زنن وبه مرداشون دستور میدن

دستوراشون یکی که نیست،دستور جور واجور میدن

مردای بیچاره باید بشورن وجارو کنن

آب وکفو از روی فرشای خونه پارو کنن

دیوارهارو تمیز کنن،خونه رو گردگیری کنن

از زور کار تو جوونی هی احساس پیری کنن

برا همینه ته سال ،مردارو غمگین می بینی

سگرمه های توهم واخمای سنگین می بینی

من نمیدونم عیالا پس اینجا هستن چیکاره

اینهمه کار می کنبم وباز به ما میگن بیکاره

ای خدا میشه سال نو خونه تکونی نباشه

تا لب مردا دوباره به خنده وشوخی واشه

اسماعیل تقوایی
big mouth and tongue

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

شوخی با اخبار:

وزیر ورزش:باید ورزشی پاک داشته باشیم

**خب حالا تکلیف اونایی که می خوان ورزش سپید،تاژ ویا تاید داشته باشند چیه؟؟؟!!

مدیر کل شرکت پخش فرآورده های نفتی:
سهمیه سوخت اصلاح می شود.

**این سهمیه مدت زیادیه که سلمونی نر فته..فکر کنم باید چند تا آرایشگر با هم اونو اصلاح کنند.

حماس:مشعل به تهران نمی آید.

**به درک که نمی آید..ما خیلب وقته با بودن برق از مشعل استفاده نمی کنیم..

ظریف :ایران هراسی رااز بین بردیم..

**براهمینه که امریکایی ها دائما از حمله به ایران حرف می زنند.

لاریجانی:
از دستاورد اتمی حراست شود.
این کار خیلی فراست میخواد ..نمی دونم الان موجوده یا نه؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


لام

رویاهای شوهرانه:

وقتی که میرسم خونه عیالم                  زنگ نزده میاد به استقبالم

خسته نباشی میگه با خوشرویی           فوری می پرسه چند وچون حالم

می گیره کت با هرچی تو دستمه            میگه بیا پاهاتو من بمالم

تا من بپوشم لباسای خونه                    دست بسینه همش میاد دنبالم

هی میاره میوه شرینی شربت               مواظبه یه موقع من ننالم

پوس می کنه میوه برام باشادی             گوش می کنه تموم قیل وقالم

دائم میگه خدایا ممنونتم                      دادی به من شوهر با کمالم

با من نیگا می کنه کل فوتبال               ازین بابت نمی زنه تو حالم

تا می کنه حس که شدم گرسنه          جور می کنه با سفره مون وصالم

هر وقت بخوام میندازه جای خوابم         فرق نداره توی اتاق یا هالم

برام لالائی میگه تا بخوابم                   خیره میمونه مات این جمالم

صبح میشه و روز ازنو روزی از نو           چشم به در میمونه باز عیالم

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

قصه موشها

 

اون قدیما یادش بخیر موشا چه کوچیک بودن

قلقلی وخوش منظره با دم باریک بودند

 

وقتی اونارو می دیدیم از ما فرار می کردن

گربه ها هم این موشارو راحت شکار می کردن

 

وقتی می دیدیم که اونا تو تله موش اسیرند

راحت نبود تا بینیم اونا دارن می میرن

 

قصه نام وجری با موش کوچیکا معنا داشت

هیکل اون موشا به زور سه سانت ونیم پهنا داشت

 

اما نمی دونم چی شد موش کوچیکا غیب شدن

موشای دیگه اومدن جاشونو صا حب شدن

 

این موشا خارجی بودن با کشتی ها اومدن

تیشه به ریشه ی موشای کوچیک ما زدن

 

هیکلاشون گنده وبا هیبت گربه ترسون

از اولش خط ونشون می کشیدن برامون

 

روز بروز اونا شدن گنده تر وگنده تر

بطوری که به این موشا می شد بگی موش خر

 

یواش یواش تو همه ی خیابونا پر شدن

گربه ها گاو شدن ،موشا همه ماتادور شدن

 

موشا شدن گربه وگربه ها شدن همه موش

کارتون تام وجری شد از خاطرا فراموش

 

شهرداری ها از پس این موشا نیومدن بر

موجودی سم اونا همه کشید به آخر

 

انگاری این موشا همه خوب درس شیمی خوندن

ضد سما رو ساختن وشهرداری رو پیچوندن

 

از ناچاری کار ما شد مسالمت با موشا

باید که فکر کنیم اونا هستن جزو خرگوشا

 

عادت ما شده دیگه هرروزه موش ببینیم

هر نوع غذایی که داریم جلو اونا بچینیم

 

عجب زمونه ای شده راس راسی این زمونه

همش  میترسیم که موشا نفوذ کنن به خونه

 

جمعیت اونا میره تصاعدی به بالا

هیکلشون داره میشه اندازه ی شغا لا

 

همینطوری که پیش میره میشن صاحب تهرون

ما آدمارو می کنن از شهر تهرون بیرون

 

بیاین تا که دیر نشده کار بکنیم اساسی

تشکیل بدیم یه لشگر مردمی وحماسی

 

با کمک جادو وجنبل،همه سم فروشا

بی خیال شهرداری شیم،بریم به جنگ موشا

شاعر:اسماعیل تقوایی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

معمولا بعد از هر راهپیمائی میلیونی ملت ما،ضد انقلاب که حسابی شوکه شده اراجیفی رو به هم می بافه..مثلا میگه مردم به خاطر ساندیسی که در راه پیمائی داده میشه به خیابونا هجوم میارند...
جل الخالق ...ما نمی دونستیم یه ساندیس اینقدر قدرت داره که میتونه همچین جمعیتی رو به خیابونا بکشونه..
حالا مسئولین تصمیم گرفتند از لج این ضد انقلابها موارد دیگه ای رو هم علاوه بر ساندیس در راه پیمائی فردا به مردم بدند تا با حضور چشمگیر مردم چشم اونا بیشتر از پیش کور بشه..موارد بشرح زیره:توجه کنید:

فردا بیایید ساندیس می دهند
کیسه برنج را با دیس می دهند

فردا بیایید بهر هرنفر
جوراب برای واریس می رهند

فردا بیایید بهر هر کچل
هدیه کلاه چل گیس می دهند

فردا بیایید ای پر فیس ها
کلی افاده با فیس می دهند

فردا بیایید تعمیراتیان
مفتی به افراد سرویس می دهند

فردا بیایید با قرعه کشی
بیلیط برای پاریس می دهند

فردا بیایید بر پاهایتان
کفشی زچرم تفلیس می دهند

فردا بیایید گر قسمت شود
آپارتمان در،پردیس می دهند

فردا بیایید صدها بستنی
از بهر بردن یا لیس می دهند

فردا بیایید در وقت ناهار
دو ساندوبچ سوسیس می دهند

خب ...دیگه بسه ..اگه بیشتر ازین بگم ممکنه ط.ری شلوغ بشه که خیابونا کشش جمعیت رو نداشته باشه و خدای نکرده مردم زیر دست وپا له بشند...فردا می بینمتون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

به امید حضور بیشمار مردمی در راه پیمایی 22بهمن دو قطعه شعر زیر تقدیم می شود

:

بیا تا راه پیماییم در بیست ودوی بهمن

سر خود بر فلک ساییم در بیست ودوی بهمن


بیا تا بار دیگر با شهیدان هم قسم گردیم

ره آنها بپیماییم در بیست ودوی بهمن


بیا تا در کنار هم به دریایی بدل گردیم

قرار از خصم برباییم در بیست ودوی بهمن


مسلمان یا مسیحی یا یهودی، پیرو زرتشت

همه از متحد هاییم در بیست ودوی بهمن


 بیا لبیک گو باشیم ندای رهبر آگاه

به اخلاص ووفا آییم در بیست ودوی بهمن


به اهداف طمع دشمن نظر بر خاک ما دارد

به دندان قلب او خاییم در بیست ودوی بهمن


گمان دارد عدو تا که حضور کمترت بیند

ونابیتاش بنماییم در بیست ودوی بهمن

---------------------------------------

روز بیست ودو زبهمن ماه شد

روز پیروزی ما بر شاه شد


تحت فرمان خمینی کبیر

سر دوان ملت به او همراه شد


فارغ از وابستگی شرق وغرب

راه اسلامی نمایان راه شد


شد پر ازمیوه درخت انقلاب

سرنگون طاغوت اندر چاه شد


ملت ما دست خالی چیره گشت

گیتی از نیروی ما آگاه شد


انفجار نور حق صورت گرفت

مطلع الانوار یوم ا...شد


لاله ها رویید از خون شهید

خون او اسباب فر وجاه شد


همت پاک شهیدان وطن

ملت ما جمله عزت خواه شد


سهم ملت شادی وجشن وسرور

سهم دشمن ناله ها با آه شد


شاد شد صاحب زمان از این ظفر

کل ایران بهر او درگاه شد


شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

سخنی با شرمن آمریکائی:

شرمن که بود معاون جان کری
ایراد سخن نموده از روی خری

هر آنچه لیاقت خودش می بوده
گفته ست به ما،به خصلت خیره سری

خانم بود وبه اسم او "مرد شر"است
خواهم زخدا برای او دربدری

ای ملت ایران تو بدان در دنیا
بر شرمن وهمپا لگیان تاج سری

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

در احوالات سبد کالا:

سبد را میدهد دولت خدایا من چسان گیرم
همی ترسم به ناگه در صفش افتاده ومیرم

فشار قبر هرگز نیست در حد فشار صف
در این صف تا رسد نوبت به من قطعا زجان سیرم

برای این سبد گیری وصیت هم نمودم من
سلامت گر سبد گیرم چو اسکندر جهانگیرم

خدا رحمت کند آنانکه در راه سبد مردند
چو من هستم بنی آدم برای جمله دلگیرم

چه می شد خشکه میداد این سبد را دولت امید

که با امید چیزی را که دارم دوست برگیرم

شعر از:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

سروده ام به مناسبت سالروز ورود امام خمینی به میهن :

خبر رسید که آن تکسوار می آید

درخت نهضت امت به بار می آید


گذشته است دوازده زبهمن خونین

یگانه راهبر این دیار می آید


خمی ز میکده بر گیر ونی به شادی زن

خمینی آید وگویی بهار می آید


به سر شود شب ظلمت به صبح صادق فجر

جرا که چشمه ای از نور ونار می آید


یه پیشواز مراد همه خداجوبان

ببین که ملت ما بیشمار می آید


چو پا گذاشت به ایران بهشت زهرا رفت

یه پا شوید شهیدان نگار می آید


هزار شکر بگویم خدای رحمان را

که لطف حق زیمین ویسار می آید


شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

توصیف بنزین:

برزین مراد خود سواری بنزین
در فکر صعود بیقراری بنزین

هرسال رود قیمت تو بالاتر
لیکن تو همیشه برقراری بنزین

کم ناشود از مشتریانت هرگز
تو قبله ی هر خودرو سواری بنزین

هر سال تورم به تو وابسته شده
پیوسته دمار ما در آری بنزین

از هرکه بپرسم همه گویند مرا
جا پات بود به هر گذاری بنزین

با قیمت نو سال دگر عامل شوک
بر قشر ضعیف خانواری بنزین

تکخال هدفمندی یارانه توئی
پیروز به جمله کارزاری بنزین

ای کاش به خواب رفته وبرخیزم
بینم که کمی سقوط داری بنزین

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

ماه بهمن فرا رسید...ماه پیروزی حق بر باطل..ماه سرنگونی حکومنی خودکامه و پیروزی اتقلاب اسلامی ایران..ماه تقدیم خون توسط شهدا به پای نهال نوپای انقلاب اسلامی..ماه رجعت آن پیر سفر کرده به خاک وطن ...ماه پیدایش یوم الله وماه برقراری جمهوری اسلامی..

سروده زیر به همین مناسبت تقدیم می شود:

 

یاد باد آن روزگاران یاد باد

انقلاب پاک ایران یاد باد

 

بهمن خونبار در پنجاه وهفت

شور وحال تکسواران یاد باد

 

راه پیمائی علیه شاهیان

بر له پیر چماران یاد باد

 

کوری چشمان خصم اتقلاب

فصل سرما چون بهاران یاد باد

 

جوشش خون در میان کوچه ها

از تن آن جان نثاران یاد باد

 

رونق "ما" بود وتنهائی "من"

اتحاد حق گزاران یاد باد

 

یک اشاره از خمینی کبیر

سر دویدنهای یاران یاد باد

 

یاد آن الله اکبر گفته ها

روی بام از دوستداران یاد باد

 

روز ده با دو زماه بهمن و

رجعت پیر جماران یاد باد

 

ازدحام بی نظیر مردمی

در ورود عشق ایران یاد باد

 

جانفشانی ها زبعد این ورود

جلوه های لاله زاران یاد باد

 

از ورودش تا سقوط سلطنت

ده روزی را هزاران یاد باد

 

بیست روزی با دو از بهمن برفت

روز فتح لاله کاران یادباد

 

حق بیامد همزمان باطل برفت

ربزش رحمت چو باران یاد باد

 

سالها بگذشته از آنروزها

یاد باد آن روزگاران یاد باد

 

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

به مناسبت فرا رسیدن میلاد با سعادت پیامبر عظیم الشان اسلام حضرت محمد(ص)وهفته وحدت مسلمانان وبا عرض تبریک به همه مسلمین جهان سروده ی اینجانب به نام (مثنوی میلاد ووحدت) تقدیم میشود:
 

 شکلک های محدثه




بود آن سال ،سال عام الفیل
بانگ اصحاب فیل بانگ رحیل


 چون ربیع یکم زراه رسید
مکه را آن یگانه ماه رسید


هفده از مه گذشت او آمد
شهر را نور، کو به کو آمد


جمعه بود وبه شهر بیت خدا
زاده شد افتخار ارض وسما


مادرش آمنه زنسل وهب
پدر،عبدالله از مهان عرب


شد منور زاو دیار وجود
همه عالم به پیش او به سجود


مکه از مقدمش شرافت یافت
فرشی از قلبها برایش بافت


نام زیبای او محمد (ص)شد
خاتم انبیاء واحمد شد


لرزه بر ساختار کسری گشت
چهارده کنگره زهم وا گشت


خشک در ساوه آب دریا شد
سرنگون وشکسته بتها شد


هرچه آتشکده بشد خاموش
شد سماوه پر آب، گرم خروش


آمد و معتی حیات  آمد
بهر ما کشتی نجات آمد


چونکه بگذشت چل زعمر شریف
کرد حق دین دیگری تعریف


دین نو،دین آخرین،اسلام
شد رسولش محمد(ص)خوشنام


خلق نیکوی او خلق عظیم
کار مشرک مقابلش تعظیم


در کفش یک کتاب قرآن نام
حرف خالق برای جمله انام


شرک وجهل عرب مقابل او
کفر والحاد در تقابل او


جانفشانی نمود در ره دین
نا شود مستقر خدا آیین


جنگها کرد وزخمها برداشت
تا درخت خداشناسی کاشت


هرچه مظلوم،پشتبانی کرد
دین اسلام را جهانی کرد


اینک آید زجای جای جهان
گوش ما صوت ربنا واذان


حمد یزدان که ما مسلمانیم
پیرو مصطفی(ص) وقرآنیم


در مذاهب شدیم گوناگون
لیک داریم ریشه ای همگون


ریشه مان مصطفی(ص) و اسلام است

اختلافات بی گمان دام است

 


باید از افتراق دوری کرد
دشمنان را دچار کوری کرد


دست بر حبل حق زدن باید
تا رضای خدابه دست آید

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  |