"بشارت بده بر بندگانی که همه سخنها را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند(سوره زمر)..یا مهدی(عج)
سلام
اول ماه ذی القعده روز میلاد با سعادت حضرت معصومه(س)است..این روز به نام "روز دختران"نام گذاری شده است.به همین مناسبت سروده ام که برگرفته از احادیث ائمه اطهار در باره دختران است  تقدیم می گردد:

امروز روز دخترانست
روز ی نکو در این جهان است

دختر در یکتای خلقت
برکت به هر کون ومکان است

گوید امام صادق(ع) ما
خوبی دختر بی گمان است

دسته گل زیباست دختر
روزیش با رب جهان است(رسول اکرم)

فرزند دختر بهترین است
این از پیمبر(ص) در بیان است

دختر برای والدینش
از باقیات صالحان است(رسول اکرم)

هر کس که دارد چند دختر
در جنت حق آشیان است(رسول اکرم)

گوید رضا(ع)مولای هشتم
خالق به دختر مهربان است

دختر،بدان این روز زیبا
با زاد روزی همزمان است

میلاد دخت پاک کاظم(ع)
معصومه آن کنز نهان است

آموز ازو حجب وحیا را
اینها زمعصومه عیان است

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

روز کارمند بر کارمندان آسیب پذیر مبارک واین شعر طنز تقدیم شما:

 

کارمندم صاحب روزم

از گرانی به دل همی سوزم

دخل من نیست همره خرجم

قوزآید همیشه بر قوزم

اول ماه می کشد ته پول

من به یارانه چشم می دوزم

قسطهایم احاطه کرده مرا

شب زمیزانشان بود روزم

می کشم هر مسافری ناچار

کهنه ماشین یار دلسوزم

ای بمیرم برای همسرخود

سالیانیست گشته پاسوزم

روز من آمده ولی پاداش

مشت مسئول روی این پوزم

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

صحبتی با گرانی:

عادت به تو کردیم، به ما جان جهانی

ای همدم همواره ی ما ،آی گرانی

 

هرسال تو نسبت به پسین سال رشیدی

نه اهل زوالی ونه محدود زمانی

 

هم اهل اصولی وهم از کسوت اصلاح

برهر دوی ایشان شده ای دوست جانی

 

هر کس که بیاید بزند کوس مهارت

خود را به مهارت تو زبندش برهانی

 

کلی کمر از فیض وجود تو شکسته ست

الحق که تو ازجرگه ی نابود گرانی

 

گویند که با ارز وطلا رابطه داری

کارت شده با قیمتشان موش دوانی

 

ناچار نمودیم به تو عادت وافسوس

معتادی ما را نبود خط امانی

 

هرکس نتواند زپست خوب برآید

یا رب برسان مرد کهن،گاو نر،آنی

 

 اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

 

چو بیمار از شفا سرمست گردد

طبیب از فرط شادی مست گردد


خدا شافی و این خود افتخاری است

که دستی با خدا همدست گردد

 

یکم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته نامدار ایرانی جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و روز پزشک بر تمامی طبیبان فرزانه و جامعه پزشکی تلاشگر ایران اسلامی بخصوص کاربران پزشک تبیانی خجسته باد

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

قصه موشهای قدیم وجدید :

 

اون قدیما یادش بخیر موشا چه کوچیک بودن

قلقلی وخوش منظره با دم باریک بودند

 

 

وقتی اونارو می دیدیم از ما فرار می کردن

 

گربه ها هم این موشارو راحت شکار می کردن

 

 

وقتی می دیدیم که اونا تو تله موش اسیرند

 

راحت نبود تا بینیم اونا دارن می میرن

 

 

قصه تام وجری با موش کوچیکا معنا داشت

 

هیکل اون موشا به زور یه سانت ونیم پهنا داشت

 

 

 اما نمی دونم چی شد موش کوچیکا غیب شدن

 

موشای دیگه اومدن جاشونو صا حب شدن

 

 

این موشا خارجی بودن با کشتی ها اومدن

 

تیشه به ریشه ی موشای کوچیک ما زدن

 

 

هیکلاشون گنده وبا هیبت گربه ترسون

 

از اولش خط ونشون می کشیدن برامون

 

 

روز بروز اونا شدن گنده تر وگنده تر

 

بطوری که به این موشا می شد بگی موش خر

 

 

یواش یواش تو همه ی خیابونا پر شدن

 

گربه ها گاو شدن ،موشا همه ماتادور شدن

 

 

 موشا شدن گربه وگربه ها شدن همه موش

 

کارتون تام وجری شد از خاطرا فراموش

 

 

شهرداری ها از پس این موشا نیومدن بر

 

موجودی سم اونا همه کشید به آخر

 

 

انگاری این موشا همه خوب درس شیمی خوندن

 

ضد سما رو ساختن وشهرداری رو پیچوندن

 

 

از ناچاری کار ما شد مسالمت با موشا

 

  توی تصوراتمون شدن مث خرگوشا

 

 

عادتمون شدکه دیگه هرروزه موش ببینیم

 

هر نوع غذایی که داریم جلو اونا بچینیم

 

 

عجب زمونه ای شده راس راسی این زمونه

 

همش می ترسیم که موشا نفوذ کنن به خونه

 

 

جمعیت اونا میره تصاعدی به بالا

 

هیکلشون داره میشه اندازه ی شغا لا

 

 

همینطوری که پیش میره میشن صاحب تهرون

 

ما آدمارو میندازه از شهر تهرون بیرون

 

 

بیاین تا که دیر نشده کار بکنیم اساسی

 

تشکیل بدیم یه لشگر مردمی وحماسی

 

 

با کمک جادو وجنبل،همه سم فروشا

 

بی خیال شهرداری ها،بریم به جنگ موشا

 

اسماعیل نقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

یک منبع امنیتی عراقی اعلام کرد که یک راس الاغ در تکریت، باعث مرگ یکی از عناصر گروه تروریستی داعش شد.

این منبع امنیتی به خبرگزاری اطلاع رسانی عراق گفت: خودروی یکی از عناصر داعش هنگامی که نزدیک یکی از رستورانهای جاده تکریت به بیجی در حرکت بود، ناگهان با یک راس الاغ در وسط جاده مواجه شد.

وی افزود: راننده خودرو که از عناصر داعش بود، با حضور ناگهانی الان در وسط جاده کنترل خود را از دست داد.

بر اساس این گزارش، در پی واژگونی خودرو، این عنصر داعش در همانجا از پا در آمد.

آفرین بر این الاغ و چند بیت تقدیمش:

 

ای الاغ داعشی کش، مرحبا

گوش ناکرده تو بر هش، مرحبا

آبرو بهر خران اندوختی

آدمیت بر تو دلخوش ،مرحبا

هیبت تو داعشی ترسانده است

گشته از خوف تو خامش، مرحبا

کشته ای حیوان انسانی نما

کرده داعش را تو ناخوش، مرحبا

هرخری باید بیا موزد زتو

بر خران گردیده چاوش، مرحبا

 سالها باید کند تحقیق گر

دور احوال تو کاوش مرحبا

 اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

"به جهنم"

از زبان رئیس جمهور:

ترسان زمذاکرات مایی،به جهنم
در حیطه دل تو بز نمایی، به جهنم

در راه سیاست شده ای فاقد گرما
لرزنده زهر صحبت مایی ،به جهنم

در گوش نمایم نظر منتقدین را
تو منتقد دولت مایی،به جهنم

پیوسته شعارم شده گلواژه وحدت
سخت است که وحدت بنمایی،به جهنم

در دوره ما هی بزنی داد گرانی
دلگیر ز اوضاع بهایی،به جهنم

در حوزه فرهنگ بگویی که خرابیست
زین مسئله در شور ونوایی،به جهنم

گویی که فراوان شده هر گونه تصادم
ترسان ز زمینی وهوایی،به جهنم

گفتم "به جهنم" همه گفتند چه حرفیست!!؟؟
گر معترض گفته ی مایی،به جهنم
اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 

سلام

ازقدیم گفتند،اسب حیوون نجیبیه..

اما بنده میگم این درست نیست ...بلکه خر حیوون نجیبیه.

بدون اینكه حرقی بزنه از عنفوان جوانی با نجابت کامل اینهمه برا آدما بار میبره وبه اونا سواری میده وبه یه مقدار كم كاه یا یونجه به عنوان غذا راضیه .اونوقت ببینید ماجواب اینهمه محبت این موجود نجیب رو چطور میدیم:

هر كسی كه رو كه بد می فهمه بهش میگیم ..خیلی خری

هر موقع كسی قدر چیزی رو نمی دونه میگیم...خر چه داند قیمت نقل ونبات

كسی كه تو یه كاری مونده وراه پیش وپس نداره میگیم...مثل خر تو گل مونده

كسی كه صداش قابل تحمل نیست میگیم ...صداش مثل عر عر خر میمونه

تا یه نفر کار ناشایستی ازش سر میزنه میگیم...خدا خرو شناخت که بهش شاخ نداد..

اگه یه مقدار کند ذهن باشه میگیم...مگه مغز خر خوردی

غبرا زینها به لباسش هم کار داریم..

اگه کسی اشکالی تو کارش باشه میگیم...پالونش کجه

وخیلی چیزهای دیگه......

 با این اوصاف وبعد از اینهمه كار طاقت فزسا وبدون چشمداشت،وقتی هم كه پیر میشه ودیگه نمی تونه بار بكشه صاحبش اونو به بیابون میبره ورها میكنه تا بچره وبمیره..

خر بیچاره با خیال راحت مشغول چرا وگشت وگذاره كه ناگهان یه از خدا بیخبر میاد اونو سوار وانت میكنه وخر بیچاره سر از سلاخ خونه در میاره..

چند وقت بعد هم خبری توجه همه رو جلب می کنه:

قصابی که به جای گوشت گاو گوشت خر به مردم می فروخت دستگیر شد...

با اینهمه اوصاف آیا شما مثل سابق فکر می کنید اسب حیوان نجیبیه؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

چند بیتی در باره آب وصرفه جوئی:

 

گرکه خواهی آب باشد پردوام

صرفه جوئی پیشه بنما صبح وشام

 

آب باشد مایع از بهر حیات

آرزوی خوشگوار تشنه کام

 

آب خوردن کن جدا از شست وشو

کن رعایت حق این شربت مدام

 

حالیا کمبود آن حس می شود

صرفه جوئیش بود خیر الکلام

 

در وضویت شیر را مگذار باز

این بود مصداق اسراف تمام

 

گر که خواهی خودروئی پاک وتمیز

سطل آبی چاره باشد خوش مرام

 

شست وشوی کوچه کاری خوب نیست

آب پاشی کن بزن جاروی تام

 

وقت استحمام را کوتاه کن

تا نگردد قطعی آبت مدام

 

ضد اسراف است این اعمال تو

 دارد از بهر تونیکوئی نام

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

تو مترو نشسته بودم..دیدم نفر روبروئی خیلی به من خیره شده وگاهی اوقات هم یه لبخندی میزنه..هرچی به ذهنم فشار آوردم دیدم نمی شناسمش..ولی اون دست بردار نبود.گفتم شاید وضعیت ظاهریم مشکل داره .سرتاپا خودم رو بر انداز کردم اما چیزی ندیدم..دیگه کلافه شده بودم..طرف هم ول کن نبود هی نیگاه می کردی ومی خندید ..دیگه طاقت نیاوردم ..بلند شدم رفتم طرفش وگفتم :مرد حسابی چیه هی به من نیگا می کنی ومی خندی ..خجالت هم خوب چیزیه.

مرده یه نگاهی به من کرد وگفت:مرد حسابی این حرفا چیه که می زنی..من چیکار به تو دارم..قبل از اینکه بلند شی بیای طرف من بهتر بود یه نگاهی به بالای سرت می انداختی..

برگشتم ویه نگاهی به عقب انداخم..بالای سرم ..جایی که نشسته بودم مونیتور واگن مترو در حال نمایش فیلم کوناه خنده داربود.

شرمزده سرم رو پایین انداختم..خواستم دوباره بشینم دبدم یه نفر از فرصت استفاده کرده وجای من نشسته....

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

عید فطر عید قبولی در امتحان بزرگ الهی بر همه میهمانان ضیافت خدا مبارکباد:

 

عید فطر آمده یاران،تبریک

ابر رحمت شده باران،تبریک

 

سهممان از پس ماهی طاعت

نمره ی بیست ایمان،تبریک

 

روز عید است خدا پاداشی

بدهد بنده ی مهمان ،تبریک

 

  زسوی حقمنادی به نداست

بر تو ای بنده ی جانان،تبریک

 

روز عید است برو سوی نماز

گو به مجموع رفیقان، تبریک

 

کوه ودریا ودرختان گویند

بر تو انسان مسلمان ،تبریک

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 سلام

با آرزوی قبولی طاعات وتبریک عید سعبد فطر سروده زیر تقدیم می شود:

 

صدهزاران شکر برگو کردگار پاک را
روزه بگرفتی زدودی از دلت خاشاک را

میرود ماه خدا ومی رسد عید خدا
بنده مومن در این مه سرزده افلاک را

در شب آخر روا باشد که احیایی شوی
فرصت آخر رسیده مومن چالاک را

  چاک می گردد گریبان در وداع ماه حق
ای خدا دریاب یاران گریبان چاک را

فطره ات را در کناری نه،برای مستحق
کن رعایت سنت شاهنشه لولاک را

اول شوال عید فطر باشد روزه دار
موسم افطار باشد ترک کن امساک را

در نماز عید شرکت کن کنار مومنین
می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

شانزده روز از ماه رمضون گذشت...

دیگه توی سرازیری افتادیم.. خدا رو شکر می کنیم که کمک کرد این 16روز رو بگذرونیم.

بالا خره این ماه رمضون هم تموم میشه ..اما روسیاهی به ذغالها می مونه...ذغالهاکیا هستند؟

ذغال کسیه که در این روز ها بطری آب بدست در خیابونا راه میره وجلوی چشم همه روزه خوری می کنه..

ذغال کسیه که سیگار بدست بدون احترام به دیگران در خیابونای تهرون راحت سیگار می کشه..

اینروزا خیابونای تهرون پر از آدمهائیه که جلوی چشم روزه داران براحتی می خورند ومی نوشند ومی کشند ..

در ایستگاههای مترو کنار آبخوری ها برای خوردن در ملاء عام صف بسته میشه...

بساطهای فروش مواد غذایی وآب در سطح شهر برقرار وپر مشتریه...

دریغ از یه کم نظارت..اول ماه رمضون نیروی انتظامی وعده برخورد با روزه خورهارو داد..اما این فقط برای اعلام از تریبونهای عمومی بود ولاغیر..

یادش بخیر اون قدیما..مردم اگه به دلیلی هم نمی تونستند روزه بگیرند حداقل یه شرم وحیایی داشتند.سعی می کردندجایی که کسی نباشه روزه خوری کنند.

اما الان دود سیگارشون رو تو صودت بقیه فوت هم می کنند...چقدر بده که یه جامعه شرم وحیاش رو از دست بده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن میلاد با سعادت اولین فرزند علی (ع) وزهرا(س)،سبط اکبر پیامبر(ص)وکریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع)تقدیم می گردد:

 

به سال سوم هجرت مدینه مسرور است

به نیمه رمضان شهر شادی وشور است

 

به دور خانه ی حیدر فرشتگان جمعند

ببین که خانه ی مولا سراچه ی نور است

 

سرود انس وملک بر علی، مبارکباد

چرا که موسم دیدار اولین پور است

 

قدم زند به جهان سبط اکبر طاها

واز ولادت او چشم دشمنان کور است

 

جمال یوسف مصری به پیش چهره ی او

بدون جلوه بود در نقاب مستور است

 

کریم آل پیمبر شود گل زهرا

زاو حریم کرامت همیشه معمور است

 

امیر جمله جوانان جنت آمده است

امیری اش به یقین با حسین مقدور است

 

امام شیعه بود بعد حیدر کرار

حسن میان امامان به حلم مشهور است

 

هر آنکه شاد شود در ولادت مولا

به نزد مادر او سرفراز وماجور است

 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

چند رباعی اندر تبعات گران شدن شیر :


یارب مددی شیر گران گردیده
جانان بود وقیمت جان گردیده

نوشیدن شیر سهم من نیست دگر
از چشم دلم اشک ،روان گردیده

*         *        *
از داخل کالا سبدم شیر برفت
سر سلسله بود وهمچو یک میر برفت

با رفتن شیر از درون سبدم
هم قاتق وهم خامه وسر شیر برفت

*                *            *
من جزو ضعیفانم وآسیب پذیر
کرده ست مرا غول گرانی زنجیر

یارب چکنم به استخوان پوکی خود
اینک که شده گران فرآورده ی شیر

*              *                *
ای گاو بیا برای من کاری کن
محتاج به آن شیر توام یاری کن

با یک لگدت واسطه ها را بردار
شیرت به دهان تشنه ام جاری کن

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با آرزوی موفقیت والیبالیستها ی عزیزمان در مرحله نهایی:

 

شیران والیبال ما اعجاز کردند

راهی به فینال جهانی باز کردند

با استعانت از خداوند توانا

آهنگ زیبایی به دنیا ساز کردند

با چاشنی غیرت وبازی زیبا

در آسمان بردها پرواز کردند

هم در دفاع وحمله وهم توپ گیری

سبک نوئی در توپ وتور ابراز کردند

شاد از نلاش وکوشش آنها وطن شد

طبل سر افرازی ما آواز کردند

بالاتر از ایتالیا هم ایستادند

چون سر کروهی را کنون احراز کردند

دور از دسترس نیست آقایی به دنیا

حالا که اینان اینچنین آغاز کردند

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه خدا ،ماه رمضان ،شعر زیر تقدیم می شود:

 

ماه پیمبر برفت ماه خدایی رسید

از همه غیر خدا وقت جدایی رسید

 

ماه صیام آمده عیش تمام آمده

بین رمضان را که بر جلوه نمایی رسید

 

وقت دعا گشت باز، روزه به پا گشت باز

قاری قرآن نگر با چه نوایی رسید

 

موقع اسحارها موسم افطار ها

وقت سحر تا غروب،وه چه صفایی رسید

 

گاه شب قدر شد مومن بر صدر شد

کتاب قرآن حق به مصطفایی رسید

 

به نیمه مه شاد شد مدینه آباد شد

بیت علی(ع) را نگر،چه مجتبایی(ع) رسید

 

چو بیست ویک روز شد تیره به ما روز شد

به قامت مرتضی (ع)سرخ قبایی رسید

 

صفا تن وجان بده به رتل قرآن بده

ثواب یک آیه اش چه خوش بهایی رسید

 

در این مه پر بها هر آنچه خواهی بخواه

که درد هر بنده را ،زحق دوایی رسید

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

داخل واگن مترو نشستم..به ایستگاه رسیدیم ..صدای بلند گوی ایستگاه به گوش می رسه:

مسافران عزیز

در پی درخواست های مکرروجهت رفاه حال شما ،با همکاری نهاد انتظامی مستقر در مترو از فعالیت دستفروشان در واگنهای مترو اکیدا جلوگیری به عمل خواهد آمدو....

در همین موقع صدای دستفروشان بگوش میرسه..باطری قلمی ونیم قلم...کفی کفش ...نخ دندون....خیلی راحت وبدون دغدغه مشغول کارند..

واین سریال رو روزهاست که در مترو شاهد هستیم ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

درود بر غیور مردان فوتبال ایران که با بازی متفکرانه ومتهورانه خود در مقابل تیمی مملو از ستارگان شناخته شده جهان فوتبال کاری کردند که تمام پیش بینی های کارشناسانه چه در داخل وچه در خارج نادرست از آب درآمد و قدرت فوتبال ایران به رخ جهانیان کشیده شد..

چند بیتی تقدیم آنها:

بازیکنان خوب ما غوغا نمودند

شوری در ایران وجهان بر پا نمودند

 

هرگز زآرژانتین نترسیدند آنها

برنامه ی خود در زمین اجرا نمودند

 

هم در دفاع خود رشادت خرج دادند

هم حمله هایی خوب وبی پروا نمودند

 

هم آگوئرو،هم مسی ،هم دیماریا

 بر ناتوانی هایشان امضا نمودند

 

ناداوران برما پنالتی نا گرفتند

پیروزی تیم مسی انشا نمودند

 

الحق که ایرانی یلان تیم ملی

بازی خود را در حد اعلا نمودند

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم تیر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 


سلام

چند بیتی در باره دمل چرکین دنیای اسلام "داعش":

داعش که خونریزی خود آغاز کرده
چرکین دمل بوده  سر اینک باز کرده

با نام اسلامی ولیکن ضد اسلام
در آسمان چرک وخون پرواز کرده

رگهایشان پر باشد از خون یزیدی
با یاد او راه جنایت ساز کرده

سر می برد مردان،زنان وخردسالان
در حیطه ی وحش گری اعجاز کرده

هرکس به جز خود خارج از دین می شمارد
زین رو ز آل الله هم اعراض کرده

لعنت به دولتهای پشتیبان آنان
هر کس که بر اعمالشان اغماض کرده

حتی به سنی مذهبان رحمی ندارد
چون دینش از وهابیت اقراض کرده

این فرقه با اعمال ننگینش هم اینک
لبهای صهیون را به خنده باز کرده

یارب بخشکان ریشه هرزه علف را
زیرا درخت دین پر از امراض کرده

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم خرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  |