"بشارت بده بر بندگانی که همه سخنها را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند(سوره زمر)..یا مهدی(عج)

سلام

به مناسبت سوم رجب سالروز شهادت امام علی النقی الهادی(ع)

سوم ماه رجب چون آید
دل من شعر عزا بسراید

حرم سامره آید نظرم
اشک از چشم برون می آید

سوم ماه رجب روز عزاست
ناله ها از دل وجان می باید

مادر دهر بسوگ هادی(ع)
کودک گریه وغم میزاید

سوم ماه رجب زهر جفا
صبر وآرام نقی(ع)برباید

عسکری با دل خون از ایام
بهر امداد پدر می آید

سوم ماه رجب شمس دهم
ترک دنیای دنی بنماید

سامرا غرق عزا می گردد
شیعه را شور ونوا  می شاید

سوم ماه رجب مهدی ما
سامرا بهر عزا می آید

شاعر : اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 

سلام

به مناسبت اول رجب میلاد با سعادت امام محمد باقر(ع)

به پایان شد مه دوم جمادی
رجب آمد مه اعیاد وشادی
به روز جمعه ودر اولین روز
نمایان شد مهی زیبا ،جهانسوز
درخشان ماه از اولاد زهرا
دو جدش پور حیدر شاه والا
زانوارش مدینه نور باران
برای حضرت سجاد چون جان
چراغان خانه ی زین العبادی
همه اهل ولا مشغول شادی
علی اکبر عموی نازنینش
فراوان بوسه ها زد بر جبینش
همی شاد است قاسم ماه والا
که خواهرزاده اش آمد به دنیا
حسین بن علی را نور عین است
بگوشش صوت زیبای حسین است
بگوید هم اقامه هم اذانش
زعشقش می کند لبریز جانش
نصیبش گشته همناهی احمد
بود نام عزیز او محمد
به گوهر های عصمت هفتمین است
ولایت را امام پنجمین است
ابو جعفر لقب باقر علوم است
امامی شاکر وصابر،خدوم است
شکافد صخره علم علی را
کند احیا اسلام جلی را
ببیند روزهای کربلا را
پذبرا می شود رنج وبلا را
زپیغمبر سلام آورده جابر
به فرزندش محمد از ره مهر
بزن کف شیعه روز شادی توست
خرابی رفته وآبادی توست
بیامد باقروچون روز شب شد
ورودش مطلع شعر رجب شد
نکویی رجب زین روی پیداست
بهارش زادروز باقر ماست
بخوان شیعه حدیث قال باقر
خدا را ازوجودش با ش شاکر
بگو تبریک بر صاحب زمانت
فدا کن در ره او مال وجانت
نما خواهش که از غیبت در آید
انا المهدی،انا المهدی سراید

شاعر : اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 سلام

تصورات ذهنی یک شوهر..

باید بگیم ..خواب دیدی خیر باشه

 

وقتی که میرسم خونه عیالم

زنگ نزده میاد به استقبالم

خسته نباشی میگه با خوشرویی

فوری می پرسه چند وچون حالم

می گیره کت با هرچی تو دستمه

میگه بیا پاهاتو من بمالم

تا من بپوشم لباسای خونه

دست بسینه همش میاد دنبالم

هی میاره میوه شرینی شربت

مواظبه یه موقع من ننالم

پوس می کنه میوه برام باشادی

گوش می کنه تموم قیل وقالم

دائم میگه خدایا ممنونتم

دادی به من شوهر با کمالم

با من نیگا می کنه کل فوتبال

ازین بابت نمی زنه تو حالم

تا می کنه حس که شدم گرسنه

جور می کنه با سفره مون وصالم

هر وقت بخوام میندازه جای خوابم

فرق نداره توی اتاق یا هالم

برام لالائی میگه تا بخوابم

خیره میمونه مات این جمالم

صبح میشه و روز ازنو روزی از نو

چشم به در میمونه باز عیالم

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

به مناسبت قهرمانی تیم کشتی آزاد:


مرحبا کشتی بگیران دلیر
پهلوانان قوی شرزه شیر
 
پنجه را در پنجه ها انداختید
در تشک کار حریفان ساختید
 
چار کشور جملگی مغلوبتان
گشته مبهوت از نبرد خوبتان


  مرحبا ای قهرمانان جوان
سر فراز از عزمتان ایرانیان
 
قهرمانی را لیاقت داشتید
بذر شادی در دل ما کاشتید

 

جام آقایی دنیا دستتان

آمریکا مقهور ضرب شستتان

 

قلب ملت شاد از کردارتان

لطف حق باشد همیشه یارتان

 

شعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام


بیستم جماری الثانی سال پنجم بعثت نور وجود دختری آسمانی، شهر مکه وعالم خلقت را نورباران کرد‎..‏

دختری که به گفته حق برای پدر خیر کثیر شد‎...‏

دختری که آنقدر زیبا دختری کرد که ام ابیها(مادر پدر‏)‏نام گرفت‎.‏

زنی که بعدها آنقدر خوب همسری کرد که همسرش علی (ع‏)‏در وصف او فرمود‎:‏

فاطمه (س‏)‏بهترین زنان عالم وبهترین یاوردر راه اطاعت از خداوند بود‎..‏او هرگز چیزی را از من نخواست که در توانم نباشد‎..‏

ومادری که آنقدر عالی مادری کرد که فرزندانش اسوه مردان وزنان عالم شدند وهمیشه به او افتخار می کردند‎..‏

امام صادق(ع‏)‏ می فرمایند‎:‏

ما حجت بر همه مردم هستیم ومادرمان فاطمه حجت بر ما‎...‏

پس بی سبب نیست که روز میلادش را روز زن وروز مادر نیز نامیده اند‎..‏


ضمن عرض تبریک این میلاد پر برکت به همه مسلمانان وفرزندش حضرت صاحب الزمان(عج‏)‏وهمچنین روز زن ومادر به همه زنان ومادران بزرگوار شعر زیر تقدیم می شود‎:‏

بیست از دوم جمادی مکه نورانی شده

خانه ختم رسولان بس چراغانی شده

آمده زیبا گلی از بوستان احمدی

غرق شادی وترنم عرش رحمانی شده

پیش پای تازه مولود پیمبر در زمین

از سوی انس وملک زیبا گل افشانی شده

چار زن از جنت الاعلی کنارش آمده

از سوی ایشان از این کودک نگهبانی شده

مژده  میلاد او را حق به پیغمبر بداد

شکر می گوید که بر او کوثر ارزانی شده

دشمن دین را که گفتا ای محمد(ص‏)‏ابتری

زین تولد قسمتش رنج وپریشانی شده

دختری آمد به دنیا مادر بابا شود

رفته سختی ها واینک وقت آسانی شده

فاطمه (س‏)‏شد نام او زیباترین نام جهان

نام او بگرفته از اسماء ربانی شده

آمده عذرا بتول ومرضیه هم راضیه

وقت نور افشانی زهرای رخشانی شده

علت ایجاد خلقت زد به این دنیا قدم

چشم ابر رحمت حق سخت بارانی شده

آمده ام امامت آمده بار علی(ع

چهره حیدر نگر زین رو ی خندانی شده

هرچه می خواهی طلب کن شیعه در میلاد او

چونکه وقت بخشش درگاه سلطانی شده

دست او باشد برات جنت الاعلی حق

هدیه از او قسمت یاران ایمانی شده

روز میلاد سعیدش شیعیان غرق سرور

وقت شادی کردن آن ماه پنهانی شده

یمن این مبلاد شاید حق دهد عیدی ما

عیدی ما رجعت آن یار جانانی شده

متن وشعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

به مناسبت فرا رسیدن روز زن:

روز زن آید ومردان همگی شاد شوند
بهرتبریک به همسر همه فریاد شوند

در خیابان وبه بازار به هرسو بدوند
در خرید هدیه جملگی استاد شوند

کم زسرویس طلاجات نگیرند آنروز
از برای دل شیرین همه فرهاد شوند

شاخه گل..نه..بگیرند طبق پر از گل
بیخیال از جهت قیمت وتعداد شوند

تحفه گیرند مناسب جهت مادرزن
باعث تقویت جبهه ی داماد شوند

شام وناهار زخانه به غذا خانه روند
مرغ دلهای زنان را همه صیاد شوند

بگذارند به سر همسر خود را چون تاج
از سر عشق دچار مرضی حاد شوند

زن ذلیلی سبب فخر بر ایشان گردد
در عمل صاحب پی اچ دی واستاد شوند

آخر کار که پایان برسد روز زنان
بغض کرده ،پی آن،حامل غمباد شوند

شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

سال کهنه داره به پایان میرسه وسال نو میاد

سال نو با عزای حضرت فاطمه شروع میشه وامیدوارم انشاا..برکات نام حضرت در سال جدید شامل همه مابشه

امیوارم سال نو برای شما پر ازچیزهای نو از همه ی خوبیها باشه

امدوارم در این سال چشممون به جمال نورانی اصل خوبیها حضرت صاحب زمان روشن بشه

شادکامی،سلامتی وسربلندی در سال جدید برای همه ملت ایران آرزومندم



سال نو گشته مصادف با عزای فاطمه(س
نوحه می خواند پرستو در رثای فاطمه
عید ما باشد عزا وزخم دل سر کرده باز
خون دل جاری زسوگ غم فزای فاطمه

******

هنگام بهار وموسم نوروز است
لیکن دل شیعه غرق آه وسوز است
باشد سببش عزای زهرای بتول(س)
سوگی که برای شیعه بس جانسوز است

*********



ایام عزای حضرت زهرا شد
یکبار دگر فاطمیه بر پا شد
باشیم مواظب وادب بنماییم
اینک که عزا وعید هم آوا شد

اشعار :اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

به مناسبت رسیدن بهار فاطمی:

 

سال نود وسه هم به پایان آمد

بر جسم طبیعت خدا جان آمد

پایان زمستان شد وبا باد صبا

پیغام رسیدن بهاران آمد

نوروز شده ولی نباشد عیدی

چون فصل غم خدای سبحان آمد

ایام عزای فاطمه (س)گردیده

از ابر غمش به دیده باران آمد

با یادغم انگیز گل یاس کبود

نیلی شده هر گلی که بستان آمد

از مطلع سال،این حقیقت پیداست

سال کرم خدای رحمان آمد

امسال که با فاطمه (س)آغاز شده

شاید غم انتظار پایان آمد

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

اندرحکایت گرانی مرغ:

گران گشتی واز سفره پریدی

بدون پر به علیین رسیدی

خوراک تو شده خواب وخیالم

بیا پایین شتر دیدی ندیدی

تو مرغی ودلم دیوانه توست

دلم را سخت دنبالت کشیدی

زتو اکنون نصیبم بال وگردن

به اعضای دگر نبود امیدی

در جوجه برایم قفل گشته

نباشد بهر بگشودن کلیدی

تو با این قیمتت ای خوش خوراکم

همه قشر ضعیفان را گزیدی

 شعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

درددل یکی از اقشار آسیب پذیر:

بیامد سال نو نالم زسینه

برای کثرت خرج وهزینه

زقبل سال دخلم صفر گشته

دگر چیزی نمانده در خزینه

پذبرم روز وشب آسیب را من

برای بنده یاری راستینه

نمی دانم چه جوری رخت وکفشی

بگیرم بهرداود وسکینه

ندارم وسع گیرم میوه ،آجیل

نه شیرینی نه نقل بهترینه

پذبرایی زمهمانها نمایم

به جرعه آب توی آبگینه

اگر مهمان من باشد غذایی

غذایم بهر او سیب زمینه

ولی بر کودکان عیدی دهم من

صدی را که چویک در ثمینه

خلاصه وضع حال من همین است

اگر خواهم که گرددغیر از اینه

بباید وام گیرم یا بگردم

به صحراها به دنبال دفینه

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

به یاد غم زهرا(س):

 

دلم به یاد مدینه بهانه می گیرد

به گوشه ای زبقیع آشیانه می گیرد

کبوتر دل من پرزنان بروی بقیع

سراغ قبر کسی مخفیانه می گیرد

سراغ قبر کسی کو عزیز طاها بود

کسی که دفن شده او شبانه می گیرد

عزای فاطمه گشته کمان سوگ وعزا

به تیر غصه دلم را نشانه می گیرد

دلم زکودکیم داغدار زهرا(س) شد

به یاد ضرب در وتازیانه می گیرد

برای همرهی مرتضی ،زورق دل

به ساحل غم مولا کرانه می گیرد

  زسوگواری مهدی(عج) به ماتم مادر

لهیب غم زدل من زبانه می گیرد

شاعر:اسماعیل تقوایی

23اسفند93

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 سلام

به استقبال بهار:

بار دیگر می رسد فصل بهار
فصل خندیدن برای روزگار


جلوه ی سرسبزی دشت ودمن
نغمه ی بلبل میان مرغزار


فصل اظهار شکوفه بر درخت
قاصدک ها را ببینی بیشمار


فصل پرواز خوش پروانه ها
پر زدنهای پرستو در دیار


فصل ذوب برفها درکوهها
جوشش سرچشمه ها در کوهسار


فصل رحمت فصل بارانهای خوب
فصل لطف بی دریغ کردگار


فصل پایانی وآغازی دگر
سال نو را می نماید آشکار


فصل بر پایی دید وبازدید
می شود گلبوسه پی در پی نثار


الغرض اسباب خوشحالی رسد
خوش به حال ما وحال روزگار


شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

خانه را باید تکانی قلب خود را نیز هم

خانه از گرد وغبار وقلب از هر کینه ای

خانه را با آب ودل را با محبت باز شوی

خانه گرددپاک وقلبت همچنان آیینه ای

تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام
با عرض تسلیت به مناسبت ایام فاطمیه تقدبم می شود:

 
فاطمیه یاد زهرا(س) می کنم
یاد ماتمها وغمها می کنم
یاد آتش بر در بیت علی
یاد مظلومی مولا می کنم
یاد اشک حیدری هنگام غسل
بر تن زخمی زهرا(س) می کنم
یاد زینب چادر خاکی بسر
داد بابا را تسلی می کنم
یاد  تشییعی که مولامان علی(ع)
بهر همسر داشت بر پا می کنم
یاد هنگامی که حیدر خونجگر
داد زهرا(س) دست طاها می کنم
یاد شیون های طفلان علی(ع)
در غم ام ابیها  می کنم
فاطمیه فصل غمهای خداست
بانگ غم زین روی آوا می کنم
************************
بابا تو رفتی خانه ام غرق عزا شد
زهرای تودرگیر با جور وجفا شد
بابا سفارشهاری من کردی به مردم
برخیز وبین حق سفارشها ادا شد
بعد تو بر پا گشت جنجال سقیفه
در جانشینی بعد تو جانا خطا شد
بابا فدک را که عطایت بود بر من
از دست من با حکم بیجایی رها شد
در پشت درب خانه ی جان تو حیدر
با هیزم جهل وجنون آتش به پاشد
با ضربتی بر در سپس بر بهلوی من
نو غنچه ی نشکفته ام محسن فدا شد
گشتم به ضرب دست جانی نقش کوچه
کوچه حسن را بعد از آن ماتمسرا شد
دست علی بستند وبر مسجد ببردند
ناچار او تسلیم این حکم قضاشد
از جور نامردان حاکم بر مدینه
عمر یگانه دخترت غرق فنا شد
پیوست با تو بوده بابا حاجت من
دخت تو با مرگی چنین حاجت روا شد
شاعر : اسماعیل تقوایی
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 سلام

سعری طنز در باره ی "خانه تکانی":

 

در آخر هرسال  نصیب همگانی،ای خانه تکانی
آسیب تن ولطمه جانانه به جانی،ای خانه تکانی

هرچند نویدی به بهاران پر از گل
بر جمله مردان مثالی زخزانی،ای خانه تکانی

آیی وبشویم زخانه در ودیوار
کف ساب زمینم نهانی وعیانی،ای خانه تکانی

پارو بکشم فرش کف آلوده ی خود را
طوری که نماند به تن تاب وتوانی،ای خانه تکانی

برکول بگیرم همه فرشی که بشستم
بربام برم با روش بار کشانی،ای خانه تکانی

بانوی عزیزم بدهد ارد فراوان
فرتوت زدستش بشوم عین جوانی،ای خانه تکانی

با زحمت خود بازکنم پرده زدیوار
هنگام فرودم نبود خط امانی،ای خانه تکانی

بانو بکند جمع لوازم که فروشم
باید که کنم جایگزینش به گرانی،ای خانه تکانی

نقاشی هر خانه بود شرط وجودت
زین کار تو جانم به لبانم برسانی ،ای خانه تکانی

گر آخر اسفند نماند اثر ازمن
وراث بدانند که تو عامل آنی ،ای خانه تکانی

شعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

پنجم جمادی الاولی در سال پنجم هجرت بود.فضای خانه ی علی (ع) وزهرا(س) با تولد دختری نورانی شد.

دختری که زینب نام گرفت وزینت پدر شد...

او آمد تا صبر واستقامت معنای حقیقی اش را پیدا کند..

او آمد تا حدیث علاقمندی خواهر به برادر معنایی بدیع وماندنی در تاریخ به خود بگیرد...

او آمد تا داستان شهادت مظلومانه وقهرمانانه حسین (ع) ویارانش به بوته فراموشی نرود..

او آمد تا پرستار کودکان وزنان وزخمیان مانده از قیام مقدس برادرش باشد..

او آمد تا مادر مصیبتها باشد...

واو آمد تا کربلا در کربلا نماند...

با عرض تبریک به مناسبت میلاد با سعادت زینب کبری سلام الله علیها وروز پرستارشعر زیر تقدیم می گردد:


پنجم اول جمادی وه چه زیبا آمده
در ترنم بلبل از شادی به صحرا آمده

خانه حیدر نگر شور وشعف بر پا شده
نو گلی از دامن زهرا(س)شکوفا آمده

سومین فرزند زهرا وعلی باشد کزو
در مدینه شادی گم گشته ،پیدا آمده

هم حسین وهم حسن غرق سرور وشادیند
بهر ایشان خواهری دردانه دنیا آمده

حضرت طاها نموده نام او را انتخاب
زینب است وزینتی از بهر بابا آمده

هم فهیمه ،فاضله،هم عالمه، هم عابده
بر تماشای عقیله عقل شیدا آمده

صابران را مژده ای ده صبر معنا یافته
بهر پابوسی او غرق تمنا آمده

جمله مجنون حسینند وحسین مجنون او
بر حسین فاطمه بنگر که لیلا آمده

حضرت صاحب زمان شاد است در میلاد او
در حریم عمه اش زینب هویدا آمده

شاعر : اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

چند بیتی درباره مشکلات آخر سال کارمند:

وقتی که بهمن میره اسفند میاد
هی نفس مرد خونه بند میاد
یادش میاد که ماه آخرینه
اسفند بره بهار به جاش میشینه
باید باشه فکر خونه تکونی
با زحمتش پیر بشه تو جوونی
عیالشم هی می گیره بهونه
جنسای نو میخواد برای خونه
بادش میاد چند روز دیگه عیده
با یاد اون رنگ رخش پریده
یادش میاد رخت ولباس خریدن
توی بازار به هر طرف دویدن
یادش میاد قیمت نقل وآجیل
قیمت پرتقال وسیب وازگیل
یادش میاد پولای تا نخورده
به اسم عیدی به همه سپرده
با اینهمه خرجی که آقا داره
عیدی دولتش ششصد هزاره
ششصد هزار کجارو پر میکنه
جاده ی زندگی رو سر می کنه
جاده سره با سر زمین میخوره
امیدشو از زندگی میبره

شعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، متأسفانه اخیرا عمل زیبایی جدیدی موسوم به عمل «گوش الاغی» در میان جوانان مرفه ایرانی رواج یافته و خبر آن به صورت گسترده در رسانه‎های بیگانه انتشار یافته است.
 
در این عمل زیبایی، با برش قسمت بالایی گوش و سپس بخیه زدن، آن را تیز و به گوش الاغ شبیه می‌کنند؛ اقدامی که در نتیجه آن و با تغییر فرم طبیعی گوش، بازگشت به حالت اولیه ناممکن می‌شود
 
چند بیتی در رابطه با موضوع:

بشنواز مخبر حکایت می کند
از مدی تازه روایت می کند

تازه مد پیدا نمودندی رواج
جردن وفرمانیه میدان کاج

اهل این مد دل به حیوان بسته اند
زآدمیت هم پشیمان گشته اند

بین حیوانات هم خردوستند
ظاهرا در اصل آدم پوستند

دست جراحان دهندی گوش را
در نظر دارند یک خرگوش را

گوش خر چون می نماید دلبری
می کنندی گوش خود گوش خری

یادم آید بیت ناب مولوی
ورد لب باشد به هرروز وشبی

هرکسی کو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

بیع الثانی ودر هشتم آن دل شاد است
شیعه از بند غم وغصه یقین آزاد است

در مدینه شده در بیت نقی(ع)غوغایی
شادی اهل ولابهر یکی میلاد است

پسر هادی شیعه گل سوسن آمد
نام نیکش حسن وحسن زاو آباد است

بو محمد،زکی وعسکری وابن رضاست
صاحب معجزه وعابد وهم سجاد است

گوهر یازده ازنسل امامت باشد
هرکه دیده ست سلوکش به او دل دادست

خوش بود لحظه ی فرخنده ی وصلی نیکو
نرجس (س) روم عروس است وحسن(ع)داماد است

میوه ی وصلتشان هست امام آخر
غایب واین دل حسرت زده را صیاد است

صاحب عصر وزمان است زاو عیدی خواه
عیدی شیعه ظهور وعدم بیداد است

شاعر : اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 سلام

در پاسخ به کوردلان توهین کننده شارلی:

برجمله رسل شدی تو خاتم
نور تو گرفته هر دو عالم
خفاش وشان غرب کورند
زانوار تو مشرقی اعظم
بینند که نغمه اذانت
افتاده به گوش کل آدم
از اینهمه هیبت وبزرگی
خصم تو بود به رنج وماتم
اسلام به انتشار چون سیل
برپیکر ملحدان بود سم

نک نام محمد(ص)است هرجا

آوای لب جهان مسلم

عاجز شده دشمنش ازین رو

توهین شده شیوه اش دمادم

بیرون زده زآستین پاریس

صهیون ید اهرمن مجسم

با این عملش یقین به دنیا

رسوایی او شود فراهم

طه نه فقط عزیز مسلم

او هست عزیز کل عالم

عاشق به محمد است دنیا

همواره به عشق خود مصمم


شاعر:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  |