تبليغاتX
قطره هایی از دریا...

قطره هایی از دریا...

"بشارت بده بر بندگانی که همه سخنها را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند(سوره زمر)..یا مهدی(عج)

تخم مرغ قیمتی

سلام

اینروزها قیمت تخم مرغ داره سر بفلک میزنه.شونه ای هشت هزار تومن.قیمتش داره از قیمت مادرش هم بالا تر میره..کیلوئی 2500تومن...دیگه یواش یواش باید خواب اینو ببینیم که هر موقع گرسنمون میشد سریع چند تا تخم مرغ میشکستیم تو ماهی تابه ودلی از عزا در میا وردیم...این شعر جالب رو که درد دل ما با تخم مرغه انتخاب کردم ..امیدوارم خوشتون بیاد

                          

تا خداوند دوعالم روی ماهت آفرید

کس ندیده مثل تو اینگومه زیبا وسفید

روزگاری بهر ما کوکو واملت می شدی

ای عسل بانو چرا گشتی زچشمم ناپدید

گرچه تخم مرغ باشی ،تخم چشمان منی

بی خبر بالا نشین گشتی وکس رویت ندید

از گرانی تو مادر زار وعریان وخجل

استرس بگرفته هی اینسو وآنسو می دوید

فکر مادر باش چون از قیمت بالای تو

منجمد گردید واز شرم وحیا کنجی خزید

تاج بابایت زسر افتاده بر سر می زند

زان شبی کز بیست وسی آن قیمت بالا شنید

شانه هایت جان پناه جمله ی مخلوق بود

ضربتی از این گرانقدریت آمد بس شدید

از خر شیطان بیا پایین وبا ما رابیا

تا شنیدیم از تو قیمت عقل ما از سر پرید

پا بپای مادرت هی رو به بالا می روی

مرحمت فرموده وبر سفره ی ما پا نهید

 

شاعر:مصطفی جهانمردی(شهرضا)
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

بازی برگشت

سلام

استقلالی ها گوشی رو ور دارند..یه پرسپولیسی براتون میخواد شعر بخونه:

بازی برگشت غوغا می کنیم

جشن برد خویش بر پا می کنیم

از برای تیم آبی رنگیان

یک مصیبت نامه اجرا می کنیم

با شروع بازی برگشت ما

یک گل قرمز اهدا می کنیم

تا شود بازی به پایان چندتا

گل به آن دروازه شان جا می کنیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

از نیمه ماه رمضان ماه بر آمد

سلام

فرا رسیدن میلاد با سعادت و فرخنده مولود رمضان سبط اكبر پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) و فرزند امیرمؤمنان و فاطمه زهرا (علیهما السلام) حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام) امام دوم شیعیان را به تمامى دوستداران اهل بیت تبریك عرض نموده امیدواریم خداوند در دنیا زیارت مرقد مطهر آن حضرت و در آخرت شفاعت این امام بزرگوار را نصیب همه ما بفرماید،

به همین مناسبت شعری از حقیر تقدیم می شود:

                                           

ازنیمه ماه رمضان ماه بر آمد

با آمدنش فصل غم ورنج سر آمد

شاد است رسول دوسرا حضرت طاها

زیرا كه كنون سبط كبیرش به بر آمد

در بیت علی غلغله وشور بپا شد

جبریل امین شاد بر او جلوه گر آمد

گو یوسف مصری برود باز به چاهش

چون یوسف زهرا زدل چاه بر آمد

شد نام نكویش حسن ونیك بگویم

این نام زدرگاه خدای قدر آمد

باید كه فراموش كنی حاتم طائی

بر سلسله جود وكرم راهبر آمد

او كشتی صبر است به دریای بلاها

ایوب كه باشد چو علی را پسر آمد

ای شیعه مبارك به تو این روز خدایی

از بحر ولایت به تو این تاج سر آمد

                                                   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

باز آمدم

سلام

من سفر بودم ولی باز آمدم

از زمین عشق واعجاز آمدم

من مدینه بودم وبیت خدا

یاد زهرا وحسین سرجدا

نایب از بهر شما زائر شدم

در فضای بیت حق طائر شدم

خوانده ام من بارها امن یجیب

تا شما را این سفر گردد نصیب

-----------------------------------------------

-------------------------------------------------

به پایان آمد این دفتر ...حكایت همچنان باقی است

دفتر سفر من به مدینه منوره ومكه مكرمه ورق خورد وبه پایان رسید ولی حكایت عشق ودلدادگی من وهمه ی شما عزیزان به بیت خدا وقبر مطهر پیغمبر(ص) وقبرستان بقیع همچنان باقی است .از خدا خواستم كه اول زیارت خانه خودش رو نصیب اونهایی كه تابه حال نرفتند ودر مرحله بعد دیدار مجددرو نصیب بنده وكسانی كه قبلا مشرف شده اند بگردانه..

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

حلالم کنید

می روم من به سفر یك سفر روحانی

تا كمی ترك كنم كالبد حیوانی

می روم تا كه ببینم حرم پیغمبر

دعوتم كرده خدا شركت در مهمانی

می روم خاك بقیع بر سر وصورت پاشم

اشك ریزم زبرای حرمی پنهانی

می روم بیت خدا تاكه زنم بوسه بر آن

شكر گویم كه شده قسمت من اینسانی

می روم من به سفر همره همسر بانو

آن كه باشد به برم یار عزیز وجانی

زائر كوی خدایم به نیابت زشما

دوستان گل وبا معرفت ایرانی 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

مبارکباد

سلام

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمد
پیک شادی ز بر حضرت جانان آمد

مژده ای دل که برای دل غمدیده ما
هدهد خوش خبر از نزد سلیمان آمد

خیز ای دل تو بیارای کنون بزم طرب
که دگر موسم اندوه به پایان آمد

مطربا نغمه نو ساز کن و پای بکوب
که به ما مژده وصل شه خوبان آمد
خجسته میلاد سید جوانان بهشت ؛
سرور و سالار شهیدان ؛
آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
و گرامیداشت روز پاسدار بر شیفتگان
وپیروان مكتب حسینی و پاسداران غیور
ایران زمین،سرزمین لاله های گلگون مبارك باد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

روز مرد....روز جوراب

سلام

چند روز ديگه روز مرده.(البته "م "رو با فتحه بخونيد نه با ضمه).چقدر اين مردها مظلومند.با اون همه جانفشاني كه در بزرگداشت روز زن از خودشون نشون ميدندوبا اينكه چه در روز زن وچه در روز زن خرج از كيسه ي اوناست  ولي اين زنها در روز مرد صرفا بطرف فروشگاههاي جوراب هجوم ميارند....آخه خانما مگه شما غير از جوراب چيز ديگه اي بلد نيستيد بخريد...به اين روز نبايد گفت روز مرد...بلكه بايد بگيم روز جوراب

من درد دل آقايون رو بصورت چند بيت شعر در آوردم وخدمتتون عرضه مي كنم:

اي خدا آمد دوباره روز مرد

مي كشم از دل دوباره آه سرد

*        *       *

منتظر يكسال باشم بهر آن

تا گذارم مرهمي بر روي درد

*   *    *

درد خالي گشتن جيب وحساب

درد آن روز زن وآن خرجكرد

*    *      *

بي مروت زن نشد راضي به كم

خواست از من يك طلاي خوب وزرد

*     *      *

من بدادم هديه ليكن بعد از آن

با همه دارم به جبرانش نبرد

*     *     *

با تمام اين محبتها ولي

هيچ اميدي ندارم روز مرد

*    *    *

چون كه دانم در نهايت همسرم

مي خرد جوراب از يك دوره گرد

*     *     *

با ورق كاغذ نمايد كادويش

مي دهد اين هديه با تبريك سرد

*     *     *

چونكه مي بينم عملكرد عيال

دوست ميدارم سقوط از بالگرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

فاطمه زهرا(س)

سلام

سروده ای از زبان الكنم برای ساحت مقدس خانم فاطمه زهرا(س):

مكه بود وطعنه های مشركین

طعنه ها بر احمد مختار دین

 

 مشركی گفتا( محمد) ابتری

فاقد پشتی ،درخت بی بری

 

شد عطا بر او وجود فاطمه(س)

طعنه ها را شد دلیل خاتمه

 

وحی آمد ای بشیر وای نذیر

شد عطا بر خانه ات خیری كثیر

 

شكر این مولود روحانی نما

بر خدایت نیك،قربانی نما

 

آنكه احمد را خطابش ابتر است

نسل او مقطوع و رو به آخراست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

آل خلیفه

سلام

تقدیم به مردم مظلوم بحرین:

مایه ننگ مسلمین ،آل خلیفه

كل جنایت زمین ،آل خلیفه

مسجد شیعیان كند خراب وویران

عامل وهن هرچه دین ،آل خلیفه

سخت شكنجه می دهد كودك وزن را

با كمك آل لعین، آل خلیفه

حضرت صاحب الزمان نیك نظر كن

بین چه به شیعیان كند ،آل خلیفه

لطف نما شامل شیعیان بحرین

زود تو سرنگون نما ،آل خلیفه

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

آمد به دنیا دختری

سلام

                       میلاد با سعادت حضرت زینب كبری (س)پیام آور كربلا بر تمامی عاشقان اهل بیت  مباركباد

به این مناسبت قطغه شعری از حقیر تقدیم می شود:

آمدبه دنیا دختری، دردانه یكتا گوهری


با عصمت زهرائی و باخلق وخوی حیدری


روشن شده بیت علی ازنورپاك احمدی


زهرا تشكرمی كند ازحی پاك سرمدی


چون نام اوزینب بود زینت برای حیدراست


ازبهرتبریك علی جبریل گویا بردر است


قنداقه اش می گرددو پیوسته اوگریان بود


تا می رسد دست حسین آرام ولب خندان بود


یعنی حسین ای جان من من بنده فرمان تو


خواهم شوم دركربلا جان اخا قربان تو


یاحضرت صاحب زمان تبریك ماراكن قبول


بنما شفاعت شیعه را درپیش زهرای بتول

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت   توسط اسماعیل   | 

عید نوروز می آید

سلام

                                       

عيد نوروز مي آيد

                                           

عيد مي آيد تا ما به اصلاح امور روحي خود بپردازيم وهمراه با تحول در طبيعت تحول خويش را بسوي احسن الحال رقم بزنيم.

عيد مي آيد تا به مانند طبيعت ما هم جامه كهنه ازتن بركنده وجامه نوبر تن كنيم،همانطور كه امام صادق(ع)مي فرمايد:

هنگامي كه نوروز آمد غسل كن وپاكيزه ترين لباس هاي خود را بپوش وبا خوش بوترين عطر ها خود را معطر كن...

عيد مي آيد تا خانه هايمان پر از سخاوت وگشايش وشادي شود وخاطرات شيرين آن تا روزها در ياد اهل خانه بماند.

عيد مي آيد تا زيبايي ديد وبازديد بر همه آشكار واندوه از چهره ها زدوده شود.

عيد مي آيد تا محاسبه كنيم كه در يكسال گذشته چكار كرده ايم.خطاهامان را به ياد آوريم وبا خود پيمان ببنديم در سال بعد آنها را تكرار نكنيم

عيد مي آيد تا با آمدن بهار ما نيز باغ دلمان را پر از شكوفه هاي محبت كنيم وهمراه باران بهاري زنگار كينه وكدورت را از دل بركنده وآشتي را پيشه كنيم.آري................

عيد مي آيد.............عيد مي آيد....................عيد مي آيد

 

فرا رسيدن عيد باستاني نوروز وبهار طبيعت بر همه ايرانيان  مباركباد.برايتان سالي خوش توام با سلامتي وموفقيت آرزومندم

                                                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

رفتار ما واجتماع

سلام

سوار ناكسی بودم.مسافری شروع به تعریف خاطرات از سفرش به به یكی از كشورها كرد.طرف صحتبش هم راننده بود:

آقا نمی دونی اونجا چقدر تمیز بود.یه آشغال تو خیابوناش پیدا نمی شد.مثل اینجا نبود كه هركس هر چی دستش میرسه تو خیابون میندازه.همه قوانین رانندگی رو رعایت میكردند.حتی در نیمه شب هم كه ماشینی تو خیابون نبود.پشت چراغ قرمز می ایستادند و.........

در همین موقع مسافر كذایی یه سیگار از جیبش در آورد وآتیش زد وشروع بع كشیدن كرد.یكی از مسافرا كه آقایی مسن بود گفت:

وضعیت هر اجتماع به رفتار آدمهایی كه در اون زندگی می كنند بر می گرده.اگه ایران با اونجا فرق داره به خاطر رفتار بد خود ماست.به عنوان مثال خود شما كه از مزایای اون كشور داد سخن میدی در كشور خودت به یكی از مهمترین مسائل اجتماع كه رعایت حقوق دیگرونه بی اعتنائید ودر یه محیط عمومی مثل تاكسی بدون فكر كردن به اینكه سایر مسافرا راضیند یا نه سیگار می كشید....

سكوتی برقرار شد.مسافر كذایی با ناراحتی نگاه تندی به مرد مسن انداخت..بعد سیگارش رو خاموش كرد واز داخل تاكسی به كف خیابون پرتاب كرد!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

عیان صاحب زمان وخصم گم شد

سلام

ربيع الاول وروز نهم شد

عيان صاحب زمان وخصم گم شد

تو گويي حج توديع است امروز

دوباره قصه ي مولا وخم شد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

خداوند، سرنوشت زمین را به تو سپرده است.
در این ثانیه های تازه، در این شکوه دیرین سال رحمت که امروز این گونه سرشار است، پای هر دریچه ستاره ای می درخشد و هیاهویی است آغاز روزی این چنین را؛


آغاز امامت نور، آغاز امامت آخرین ستاره بیدار.

شایسته ایستاده ای و چراغ های راه، در سرانگشتان اشارتت روشن شده است.

شایسته ایستاده ای و خورشید، بر پلک های آفتابی ات سجده برده است.

شایسته ایستاده ای و این آغاز روزهای انتظار است.

این روز فرو خفته را برانگیخته ای در صبحی روشن؛ آخرین وعده الهی محقق شده است.

شایسته ایستاده ای و بر شانه های استوارت، بهار بوسه داده است؛ حضور روشنت امید این روزهاست.

شایسته ایستاده ای و اشتیاق امامتت، این فرودست را به فرادست پیوند زده است.

زمین در پوست خود نمی گنجد و چراغ های هدایت، در دست های مهربانت روشن است.

تو آن سایه مهربانی که وعده حتمی خداوندی برای این روزهای مکرر و مکدر. وعده نور، جذبه فلق است و کرانه های آسمان، خلاصه شده در چشم هایت.

جذبه فلق است و اولین روزی که ردای امامت به تن کرده ای.
جذبه فلق است و روزی سرشار از آینه.

روز آغاز امامت حجت بن الحسن العسگري بر همگان مباركباد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

ربيع الاول آمد نور آمد

نهم روزش دري مستور آمد

امام عسگري سوي خدا رفت

زبعدش مهدي منصور آمد

تمام دشمنان غرق تحير

چگوته عسگري را پور آمد

تمامشيعه غرق شادي وشور

كه حق را آخرين مامور آمد

خدا بوده وباشد پاسبانش

نگر شيطان كه اينك كور آمد

شده آغاز مولايي مهدي(عج)

جهان را مايه معمور آمد

اشعار از:خودم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , وبلاگ قیصر

» بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم  www.gheisar2010.blogfa.comكليك كنيد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

بهمن آمد

*بهمن آمد*

ماه بهمن آمد وماه قیام

 ماه بر آلام مردم التيام 

 ماه خون وانقلاب و ولوله

 انقراض حتمی یك سلسله

دست خالی میرویم و باک نیست

 این دلیری قصه ی افلاک نیست

 دل پر از عطر نفس های خدا

با توسل بر حسین سر جدا

یاد آن ایام با عزت بخیر

 روزهای خوب با لذت بخیر

 آن زمان من مرده وما زنده بود

 شهرها از همدلی آكنده بود

آن زمان دلها حسینی بود وبس

 قبله دلها خمینی بود وبس

 آن زمان چپ راست بود وراست چپ

جملگی همرزم بودند روز وشب

ماه وحدت گشت وماه انقلاب

 انقلاب مردمی بینا وناب

 ماه آزادگی ودین وشرف

ماه مردان وزنان جان به كف

 كوری چشمان فرعون دیار

شد زمستان از برای ما بهار

 محو شد آن سوزوسرما چون رسید

 کاروان بی حد خون شهید

گر چه دشمن جانی وبیمار بود

 حق و قرآن، روح ما را یار بود

 نیشتر بر قلب دشمن میزدیم

 گُل به قلب پاک میهن میزدیم

ماه بهمن را چو دو با ده رسید

شمس ما از غرب بر ما بر دمید

شمس ما آن پور بر حق حسین

پیر عاشق زاده ی خاك خمین

دشمنان در غفلت خود وانهاد

آمد وبر خاك ایران پا نهاد

پهن شد فرشی زقلب عاشقان

بر قدوم نائب صاحب زمان

آمدودل های ما بیدار شد


فارغ از شب ماندن و تکرار شد


با امام عشق،عاشق ترشدیم


رهبر آمد،رهرویی دیگر شدیم

آمد وایران همه فریاد شد

موسم نابودی بیداد شد

شد بپا غوغا وشور و ولوله

ارگ شاهی شد دچار زلزله

از ورودش تا سقوط شاهیان

فاصله ده روز شد در این میان

یك دهه جانبازی وشور وشرف

پر خیابانها زمردم صف به صف

یك دهه هرروزآن روز خدا

یك دهه همراه مصباح الهدی

يك دهه از خون مردان وطن 

لاله ها روئيده در هر اتجمن

روزهاي فجر شام انقلاب

يك دهه شيرين به كام انقلاب

اين دهه بگذشت روز حق رسيد

موسم تبيين جاءالحق رسيد

روز بيست ودو زبهمن ماه شد

حمد يزدان باطل اندر چاه شد

دولت شاهنشهي نابود شد

دولت اسلامي ما بود شد

سالها بگذشته از آن روزها

سالهایی توام با سوزها

سوز جنگ وسوز اصحاب نفاق

دشمنان ما همه در اتفاق

اتفاق شوم ضد انقلاب

بر علیه مرزوبوم انقلاب

در ره این انقلاب تازه پا

دامها بنهاده دشمن پابه پا

كودتاوجنگ و چندین غائله

تا كند ایجاد قهر وفاصله

آخرینش فتنه هایی از درون

حامیانش دشمنانی از برون

عاملینش جملگی بازیچگان

كور چشمانی حماقت پیشگان

آسیاب دشمنان را آبریز

بی بصیرت های  خاص وخرد وریز

دست حق ياريگر اسلام شد

 

بي اثر هر حيله وهر دام شد

 

بعد لطف ايزد وصاحب زمان

 

نقش رهبر آشكار هر زمان

 

چون خميني سوي ايزد پر كشيد

 

اين ردا را سيدي در بر كشيد

 

پور زهرا وخراساني بود

 

افتخار قوم ايراني بود

 

 

رهبري والامقام ودين پناه

 

فارغ از هر دسته بندي وجناح

 

جان جانان است اين سيد علي

 

حزب او باشد فقط خزب علي

 

بارالها حق زهراي بتول(ع)

 

حق مولامان علي(ع)حق رسول(ص)

 

رهبرما دائما بهروز دار

 

 

در پناه لطف خود محفوظ دار

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم بهمن 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

خاطره ای از کودکی

سلام

یادش بخیر....

سالها پیش كه من دبستانی بودم شبها در مسجد محل توسط پیشنماز مسجد آموزش قرآن داده می شد ومن هم در آن شركت می كردم.بعد از اینكه چند شوره ای رو آموزش دیدیم یك شب معلممان گفت بچه ها هر كسی بتونه سوره هایی رو كه آموزش دادم(سوره های كوچیك جزء30)بخونه یهش جایزه میدم واگر غلط داشته باشه به ازای هر غلط یه چك بهش میزنم.كسی برای جواب دادن دست بلند نكرد.بعد از چند لحظه ای من دستم رو بلند كرده وشروع به خوندن كردم.دوتا غلط داشتم .بعد از خوندنم آقا گفت ..خب ..حالا بیا جلو ..باید دوتا چك بهت بزنم

من با ترس ولرز جلو رفتم ورویروی معلم ایستادم.آقا پیشنماز دست در جیب قبای خود كرد ویه دو تومنی اسكناس به من داد وگفت ..اینم جایزه تو كه جرات كردی وجواب دادی...ومن خوشحال بدون اینكه حتی خدا حافظی كنم بطرف خونه دویدم...

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

وصال شيرازي،حضرت محمد(ص وامام حسن مجتبي(ع

سلام

میرزا محمّد شفیع شیرازی متخلص به وصال شیرازی متوفّی سال 1262 هـ. ق در شیراز از بزرگان شعرا و ادبا و عرفای عصر فتحعلی شاه قاجار بود. علاوه بر مراتب علمی، به تمام خطوط هفت گانه (نسخ، نستعلیق، ثلث، رقایم،ریحان،تعلیق،و شکسته) مهارتی به سزا داشته و کتابهای فراوانی نیز با خطوط مختلف نگاشته است. از جمله، اینکه 67 قرآن به خط زیبای خود نوشته است. بر اثر نوشتن زیاد چشمش آب می آورد و به پزشک مراجعه می کند، دکتر می گوید: من چشمت را درمان می کنم، به شرطی که دیگر با او نخوانی و خط ننویسی. پس از معالجه و بهبودی چشم، دوباره شروع به خواندن و نوشتن می کند تا این که به کلّی نابینا می شود. سرانجام با حالت اضطرار متوسل به محمّد(ص)و آل او می شود. 

شبی در عالم رؤیا پیغمبر اکرم(ص) را در خواب می بیند، حضرت به او می فرماید: چرا در مصائب حسین (و حسن) مرثیه نمی گویی تا خدای متعال چشمانت را شفاء دهد. در همان حال حضرت فاطمه زهرا(س) حاضر گردیده می فرماید: وصال! اگر شعر مصیبت گفتی اوّل از حسنم شروع کن؛ زیرا او خیلی مظلوم است.

صبح آن روز وصال شروع کرد در خانه قدم زدن و دست به دیوار گرفتن و این شعر را سرودن:

از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد
آن طشت راز خون جگر باغ لاله کرد

نیمه دوّم شعر را که گفت، ناگهان چشمانش روشن و بینا شد. آن گاه اضافه کرد: 

خونی که خورد در همه عمر از گلو بریخت
خود را تهی زخون دل چند ساله کرد

نبود عجب که خون جگر گر شدش بجام
عمریش روزگار همین در پیاله کرد

نتوان نوشت قصه درد و مصیبتش
ور می توان ز غصه هزاران رساله کرد

زینب درید معجر و آه از جگر کشید
کلثوم زد به سینه و از درد ناله کرد

هر خواهری که بود روان کرد سیل خون
هر دختری که بود پریشان کُلاله کرد

یا رب به اهل بیت ندانم چه سان گذشت
آن روز شد عیان که رسول از جهان گذشت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

باز باران

سلام

الحمدالله كه خداعنایت كرد وبازباران بارید...باز لطف خدا شامل حال ما بندگان شد..بعد از مدتها بی بارانی تماشای این باران خیلی لذت داشت..شمارو نمی دونم ولی من به كوچه رفتم وچند دقیقه ای زیر این باران رحمت ایستادم وخدا رو شكركردم..

ماه عزای حسینی هم تموم شد وفردا وارد ماه صفر می شیم.گفتم حالا كه داره بارون می باره ومحرم هم داره تموم میشه شعر زیبای (باز باران با ترانه)با موضوع روز عاشورا رو براتون بذارم تا تجدید خاطره ای دوباره با عاشورا وشهدای گرانقدرش كرده باشیم.حتما بخونید....حیفه نخونید

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید كربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یك روز غمگین
      
گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

*

باز باران با صدای گریه های كودكانه

از فراز گونه های زرد و عطشان

با گهرهای فراوان

می چكد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته

رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی

چشم در چشمان هم آرام و سنگین

می چكد آهسته از چشمان سقا

بر لب این رود پیچان
      
باز باران

*

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان

هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب

نرم نرمك می چكد این قطره ها روی لب
  
شش ماهه طفلی  
  
رو به پایان

مرد محزون

دست پر خون می فشاند

از گلوی نازك شش ماهه

بر لب های خشك آسمان با چشم گریان
                
باز باران

*

باز هم اینجا عطش

آتش شراره جسمها

افتاده بی سر پاره پاره

می چكد از گوشها باران خون و كودكان بی گوشواره

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سیلی

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی

دراین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله  
          
پر زناله

پای خسته

دلشكسته

روبرو بر نیزه ها خورشید تابان

می چكد از نوك سرخ نیزه ها

بر خاك سوزان  
        
باز باران باز باران  

*    

قطره قطره می چكد از چوب محمل

خاك‌های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این كاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این كاروان هم  سنگ باران

آری آری  
  
باز سنگ و باز باران

آری آری      

تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند كودكی لب تشنه اینجا اشك ساقی

بر فراز خیمه برگونه ها

بر مشك ساقی

كاش می بارید باران.


علی اصغر كوهكن

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

مکاشفه پدر شهید

سلام

حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید در پنجمین نشست ماهیانه سازمان بسیج جامعه پزشکی که در تالار ابن سینا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد به بیان خاطره ای از یک پدر شهید در مورد رهبر انقلاب پرداخت و گفت: خاطره ای از یک پدر شهید شنیده بودم که از نزدیکان بیت مرحوم فاضل لنکرانی بود. همیشه دوست داشتم این خاطره را از زبان خود ایشان بشنوم. فاطمیه اول امسال به همین منظور راهی قم شدم .منزل مرحوم فاضل جلسه روضه بود. رفتم آنجا و از حاج آقا جواد فاضل فرزند مرحوم فاضل سراغ آن پدر شهید را گرفتم.ایشان آدرسی به من داد و گفت ضمنا یکی از نکاتی که این پدر شهید خواب دیده و بیان کرده محقق شده است.(که در ادامه بیان می کنم).

وی ادامه داد: مشخص شد که این پدر شهید خادم بازنشسته حرم حضرت معصومه (س) است. بنابراین حرم رفتم و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء آدرس دقیق تری از یکی از خدام گرفتم و راهی منزل این پدر شهید شدم. هنگامی که در را زدیم سریعا باز کردند؛گویا منتظر ما بودند. من از پشت پرده گفتم من فلان کس هستم. گفتند بفرمایید منتظر شما بودیم. ابتدا فکر کردم شاید منتظر فرد دیگری بودند و اشتباها در را به این سرعت به روی ما باز کردند ولی معلوم شد که خیر این طور نبود. بالاخره خدمت این پدر شهید رسیدیم که تازه از بیمارستان و عمل جراحی فارغ شده بودند و فکر کرده بودند که ما برای عیادت ایشان آمده ایم.

رحیمیان افزود: بعد از احوالپرسی خواستار این شدیم که داستان را از زبان این پدر شهید بشنویم ولی به دلایلی امتناع کردند. خلاصه از ما اصرار و از وی انکار. ولی بالاخره تصمیم بر این شد که برای یک بار دیگر قضیه را بازگو کند.(حدود چهل سال بود که اعتکاف این پدر شهید ترک نشده بود. یعنی قبل از اینکه اعتکاف در ایران مرسوم شود و از قدیم در مسجد امام و مسجد اعظم معتکف می شد.) گفت از اعتکاف به منزل باز می گشتم و بی خوابی و خسته بودیم و به منزل گفتم که می خواهیم بخوابیم. (حتی جایی که خوابیده بود به ما نشان داد).

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید با بیان اینکه این پدر شهید یک یا دو روز بعد از حادثه 18 تیر 78 این خواب را دیده بود،‌ خاطرنشان کرد: این پدر شهید ادامه داد: نمی دانم که چقدر از خوابم گذشته بود که دیدم گویی چراغ ها روشن شدند. آمدم که اعتراض کنم که چرا چراغ ها روشن شده اند احساس کردم که نور چراغ نیست بلکه نور دیگری است. دقت کردم دیدم بانویی دست به کمر گرفته کنار اتاق ما ایستاده. تا کمی به ایشان توجه کردم کنار من روی زمین نشست.

خطاب کرد: «آقای احمدی! علی من غریب است، علی من مظلوم است، علی من تنهاست». من همان وقت ناگهان احساس کردم این بانو حضرت زهرا(س) و منظور ایشان از علی من، حضرت علی(ع) است. تا چنین چیزی به ذهن من خطور کرد ایشان تکرار کردند: «فرزندم علی غریب است،‌فرزندم علی مظلوم است، فرزندم علی تنهاست». دیگر من منقلب شده و در همان حال متوجه شدم آقایی قائم کنار ما ایستاده است.(مشخصات آن آقا را نیز توصیف کرد. خواست خدا بود که امکانی فراهم شد و ما فیلمی از این بیانات پدر شهید نیز تهیه کردیم).

وی همچنین گفت: این پدر شهید در ادامه گفت این آقا که کنار ما ظاهر شده بود به من خطاب کرد: «آقای احمدی! برو نزد آقای فاضل لنکرانی و به ایشان بگو قیام کند. این میمون ها را از قم بیرون بریزند.

(چون همان روزها یعنی 18 تیر در قم نیز امتداد فتنه وجود داشت) از تهران بیرون بریزند». بعد با دست چپش اشاره کرد و گفت: «این ها خیال می کنند با توهین کردن به من،‌دست از حمایت از نایب ام بر می دارم. من از نایب ام حمایت می کنم». هنگامی که دست این آقا حرکت کرد دیدم جایش کابینه فلان جلوی صورت من شکل گرفت. چهره ها مبهم بود ولی سه چهره روشن بود. یکی در راس شان بود و دو نفر دیگرشان مهاجرانی و عبدالله نوری بود. چهره های بقیه مبهم بود و تنها چهره های این سه نفر روشن بود. گفتم: «آقا! آقای فاضل مریض است. مدتی است قدرت حرکت ندارد و باید چند نفر کمکش کنند». ایشان فرمود: «آقای فاضل ده سال دیگر به فعالیت اش ادامه می دهد».(اینکه عرض کردم آقا جواد فاضل اشاره کرد یکی از حرف های ایشان محقق شد همین بود که آقای فاضل راس ده سال از دنیا رفت.)

رحیمیان افزود: این پدر شهید صبح فردا خدمت آقای فاضل رفته و ماجرا را بازگو می کند. آقای فاضل نیز اشک ریخته و می گوید این خواب نبوده بلکه مکاشفه بوده.

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید همچنین گفت: این پدر شهید به آقایی که دیده بود اشاره کرد و گفت: آن آقایی که کنارم ایستاده بود خیلی به چشم من آشنا بود. گویی جایی دیده بودمش. خیلی فکر کردم تا یادم افتاد. سالی قرار بود حج مشرف شویم. ولی قبل از اینکه مشرف شویم به علت تصادف نصف بدن خانم ام فلج شد. ولی با هر زحمتی وی را نیز همراهم بردم. در سعی بین صفا و مروه بودیم که حاج خانم افتاد و مرد. چون من مرده زیاد دیده بودم عرق مرگ را روی پیشانی وی تشخیص دادم. رو به کعبه کردم و گفتم: «آقا امام زمان(عج) من اینجا غریبم و این ها با ما بد هستند. دیگر جنازه این را به من نمی دهند. به داد من برس و ...» بعد از چند جمله دیدم آقایی کنار من ایستاده و به من اشاره کرد. بالای سر همسر من نشست و گفت ایشان حالش خوب است. بعد دیدم همسرم بلند شد و حرکت کرد. آثار فلجی وی نیز بر طرف شد. دیدم این همان آقا است.

وی گفت: دست خدا بر سر رهبر ما است و دست ایشان بر سر ما است. ایشان بنده مخلص خدا است. من از سیزده سالگی نزد امام بودم. به جز مدتی که زندان یا در تبعید بودند. ویژگی هایی که ما در امام مشاهده کردیم در رهبری وجود دارد. خدا آنکه شایسته بود و شایسته است جایگزین امام کرد.

رحیمیان پیش از اینکه وارد این بحث شود اشاره کرد این پدر شهید که مکاشفه برای وی رخ داد چهار روز قبل از سفر مقام معظم رهبری به قم فوت کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

سلام من به محرم

سلام

http://love-story-e.mihanblog.com/post/352

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا


بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش


بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش


سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی


به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی


سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش


به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب


بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب


سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل


بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر


بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر


سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم


به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر


به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر


سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه


بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه


سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش


بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش


سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش


به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش


سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب


بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب


سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش


سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

http://love-story-e.mihanblog.com/post/352

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت   توسط اسماعیل   | 

سالروز تشکیل بسیج مستضعفان مبارکباد

سلام

purple sparkly divider

بخشی از پیام امام خمینی (رحمه ا..علیه)هنگام تشكیل بسیج مستضعفین:

حضور شما در صحنه ها موجب مى شود كه ریشه ضد انقلاب در تمامى ابعاد از بیخ و بن قطع گردد .. من دست یكایك شما پیشگامان رهایى را مى بوسم و مى دانم كه اگر مسئولین نظام اسلامى از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهى خواهند سوخت. بار دیگر تأكید مى كنم كه غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونى، سقوط در دام دو ابرقدرت جهانى را به دنبال خواهد داشت.

من از تمامى بسیجیان خصوصاً از فرماندهان عزیز آن تشكر مى كنم و از دعاى خیر براى این فرزندان با وفاى اسلام غفلت نخواهم نمود. خداوند شهداى عزیز و گمنام بسیج را به نعمت همجوارى اهل بیت- علیهم السلام- متنعم و جانبازان عزیز را شفا و اسرا و مفقودین عزیز را سالماً به اوطانشان بازگرداند و هر روز بر عظمت و شوكت این نهاد مقدس و مردمى كه پیروان اسلام عزیز و حضرت بقیة اللَّه الاعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- هستند بیفزاید. والسلام علیكم و رحمة اللَّه ..

2 آذر 67
روح اللَّه الموسوى الخمینى

purple sparkly divider

http://love-story-e.mihanblog.com/post/352 

امسال چه تقارن زیبایی شد.همزمانی ایام بزرگداشت عید

 ولایت وامامت،عید غدیر خم با ایام بزرگداشت هفته بسیج...

بسیجیانی كه همواره برای پاسداری از ولایت چان بر طبق

 اخلاص دارند وبا فرمان ولی امرشان چه در زمان امام

 راحل وچه در زمان حضرت آیت ا..خامنه ای تمام توطئه ها

 بر علیه ولایت ونظام جمهوری اسلامی را نقش بر آب

 كرده اند.خدایا به تمام بسیجی های واقعی  كه حی

 وحاضرند توفیق روز افزون عطا فرماو روح پر فتوح همه

 شهدای بسیجی را در جنت الاعلی بر سر سفره ولی

 ا..الاعظم علی (ع) مهمان بفرما.آمین

(سالروز تشكیل بسیج مستضعفین بر تمام بسیجیان بخصوص بسیجیان تبیانی مباركباد)

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت   توسط اسماعیل   |