"بشارت بده بر بندگانی که همه سخنها را می شنوند واز بهترین آنها پیروی می کنند(سوره زمر)..یا مهدی(عج)

سلام

به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم ،ماه عزای حسینی،ماه ایثار وشهادت وبا آرزوی توفیق عزاداری خالصانه برای همه حسینیان ،تقدیم می شود:

 

داستان عشق با یک کاروان آغاز شد

وقت حج بود وزانجام عمل اعراض شد

کاروان عشق در کرببلا اطراق کرد

روز عاشورا شد وراه شهادت باز شد

زینب کبری که عاشق بود بر مولا حسین(ع

مادر آلام گشت وصبر او اعجاز شد

ابتدا اصحاب بنمودند جانها را فدا

عشق آنها بر حسین فاطمه (س)ابراز شد

آن ریاحی حر که راه کاروان را بسته بود

شد شهید وبهر او آزادگی احراز شد

اکبر شبه پیمبر(ص) میوه قلب حسین

رفت ودر هجرش پدر با اشک غم دمساز شد

در میان علقمه عباس آن سرو سهی

سرنگون وازلبش "ادرک اخا" آواز شد

نوجوان ماهپاره قاسم آن پور حسن(ع

در قبول مرگ شیرین از عسل ممتاز شد

آخرین سرباز مولا اضغز شش ماهه بود

پاره از تیرسه شعبه آن گلوی ناز شد

جمله ی گلهای عاشق چیده وپرپر شدند

ناله ی هل من معین باغبان آواز شد

آه ،از آن دم که زینب در میان قتلگاه

خواستار مرگ از دادار بی انباز شد

دل بسوزد از برای حضرت زین العباد

در میان بسترش با درد وغم همراز شد

شد غروب وکاروان خالی از مردان مرد

طعمه بهر غارت جانی آتش باز شد

کاروان آل پیغمبر اسیر جانیان

عازم بر کوفه وآن شام وحشت ساز شد

 

شاعر : اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیده عید بزرگ غدیر تقدیم می گردد:

می رسد بر مشام بوی غدیر

مرغ دل پر زند بسوی غدیر

دل شود شاد ومست می گردد

چون خورد جرعه از سیوی غدیر

عرشیان هم به عرش حق بودند

سالهایی در آرزوی غدیر

هجدهم از مه خدایی حج

گشت هنگام گفتگوی غدیر

حج پایانی پیمبر(ص) بود

کاروان رفت سمت وسوی غدیر

جمع گشتند پیروان رسول

همگی در میان کوی غدیر

امر خق را بیان نمود رسول

کرد اعلام به چارسوی غدیر

که علی(ع)بعد من بود مولا

شد علی وار رنگ وبوی غدیر

زآنزمان افتخار شیعه بود

سند محکم نکوی غدیر

دوستدار علی گرفته بسی

آبروها زآبروی غدیر

کل اعیاد مسلمین یکسو

یکطرف عید تازه روی غدیر

تا ابد شرمسار حق باشد

دشمن مرتضی،عدوی غدیر

هرچه خواهی بخواه در این روز

بدهد حق به آبروی غدیر

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

امروز دومین سالگرد تولد امیر علی عزیز رو جشن می گیریم..چقدر زود گذشت..انگار همین دیروز بود که منتظر به دنیا اومدنش بودیم..خدا رو شکر می کنیم به خاطر سلامتی عزیزمون..

نیمه مهر آمد ودل شاد شد

خنده به لب آمد وفریاد شد

ماه دونیمه شد واز بین آن

ماه شب چارده ایجاد شد

آمد دنیا پسری ماه رخ

گویی یوسف زجه آزاد شد

مادر او شکر خدا می کند

حال پدر بین بسی شاد شد

نام ،امیر است،بعدش علی

آمد وبه به،زعلی (ع)یاد شد

                                   امیرعلی عزیزم تولدت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

برد ابراهیم،اسماعیل قربانی کند

فدیه از بهر خدا آن دلبر جانی کند

هستی او بوداسماعیل او اثبات کرد

بنده باید در ره حق هستی افشانی کتد

عید قربان عید اثبات بندگی وبریده از هرچه غیر خداست بر شما مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

فرا رسیدن سالروز شهادت امام محمد باقر(ع)امام پنجم شیعیان تسلیت باد:

منم باقر امام پنجمینم

شکافنده علوم این زمینم

به خردی شاهد کرببلایم

بسی گریان بر آن رنج وبلایم

خودم دیدم گلان را سر بریدند

تن آنها به خاک وخون کشیدمد

خودم دبدم که عمه داد میزد

به صحبت با سری فریاد میزد

خودم دیدم شرر بر خیمه ها را

جنایتهای خلق پر جفا را

شنیدم نغمه هل من معین را

بدیدم اشک بیمار غمین را

خودم دیدم فرار کودکان را

فغان وشیون کل زنان را

بدیدم لطمه ها در شام ویران

رقیه در خرابه چشم گریان

منم باقر امام پنجمینم

شهید راه حق با زهر کینم

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

 

سلام

باعرض تبریک به مناسیت فرارسیدن سالروز ازدواج آسمانی حضرت زهرا(س) وحضرت علی(ع) سروده زیر برگ سبزی است تحفه درویش:

 

 فرشتگان خدایی به عرش رحمانی
همه به حال شعف در پی چراغانی


به کف زنی شده مشغول بهر پیوندی
ومی کنند به سوی زمین گل افشانی


در آسمان مدینه زنند بال وپری
به دور خانه طاها(ص)حبیب ربانی


به روز اول ماهی که هست ذی الحجه
مدینه  گشت مهیا برای مهمانی


مدینه غرق سرور است بهر پیوندی
میان دو گل خلقت کمال انسانی


یکی بود گل دردانه رسول خدا(ص)
یکی بود علی (ع)آن شهریار ایمانی


بخواند خطبه پیمبر برای این پیوند
ودست بدست بداده دویار جانانی


نهال پاک امامت برفت در دل حاک
که رفته رفته دهد میوه های روحانی


بسی رضایت پروردگار حاصل شد
زازدواج پر از سادگی وآسانی


زوصلتی که شود در تمامی اعصار
نمونه ای  ز بهین شیوه مسلمانی


الا تو حضرت صاحب (عج)عطا نما صله ای
به شاعری که کند اینچنین ثنا خوانی

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

عکاسی شده توسط ایکسپریا زد وان

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مهر 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید:


می شود آغاز کار مدرسه

فصل پاییزوبهار مدرسه


قاصدک با باد پاییزی رسید

هست گوئی بیقرار مدرسه


ماه مهر است ومعلم می شود

رونقی بر کار وبار مدرسه


اشک می بارند بعضی طفلها

نوگلان تازه کار مدرسه


باز پر از شور وشادی می شود

صحنه ی اندوهبار مدرسه


باز درس وباز نمره ،امتحان

جمله اینها ساز وکار مدرسه


باز بر هر دانش آموزی رسد

سودهای بیشمار مدرسه


باز بابای مدارس می شود

شادمان خدمتگزار مدرسه


باز بعضی ها دوباره آورند

در،دمار از روزگار مدرسه


باز ناظم با درایت می کند

نظم را او بر قرار مدرسه


باز دعوتنامه بهر والدین

کاهش سطح فشار مدرسه


سالها باشد که درسم شد تمام

باز هستم بیقرار مدرسه

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

در خبر ها آمده است:

"شیر از سفره فقرا غیب شده است"

به همین مناسبت با مدد از بابا طاهر عریان به چند دوبیتی درد دل"بابا فقیر بی شیر" توجه فرمایید:

 

فقیرم من فقیرم من فقیرم

شده خالی عزیزان کاسه شیرم

بدون شیر می دانم همیشه

به دام استخوان پوکی اسیرم

**********

خوشا آنکس که دائم شیر داره

به وقت صبح هم سر شیرداره

بمیرم از برای فرد بی شیر

جوانه، چهره ای چون پبر داره

*********

غم عالم به جونم کرده ریشه

زبی شیری می نالم همیشه

اگرارزان نگرددقیمت شیر

زند بی شیریم تیشه به ریشه

********

 خوشا آنان به خانه گاوشان بی

همیشه شیر در انبارشان بی

خوشا آنانکه دائم در شب وروز

به صرف شیر،خوردن کارشان بی

**********

به قبرستان گذر کردم کم وبیش

بدیدم پر شده از قبر درویش

بپرسیدم بفهمیدم که ایشان

نه شیر گاو خوردندی نه از میش

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

 

خطا ب به رهبر عزیزمان امام خامنه ای

 

باری دگر نبینمت اینگونه بستری

دردت به جان من تو سالم بسر بری

 

هستی ستون اصلی برپائی نظام

صدها هزار شکرعزیزا که رهبری

 

هرگه برای ما سخن آغاز می کنی

هرگفته می زند به تن دشمن آذری

 

هرفتنه ای که می رسد از ره غمی مباد

فلک نجات مردم ما را تو لنگری

 

خواهم خدای را که عمرت دراز باد

بر روی ماه مهدی زهرا(س) نظر بری

 

در راه حفظ دین شده ای همچو فاطمه(س)

الحق که لایقی تو به اینگونه مادری

 

ای پیر مابدان فدایی شویم ما

هل من معین را اگر بر لب آوری

 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با عرض تبریک ایام میلاد با سعادت علی بن موسی الرضا(ع):

سروده شده در 93/6/16

رضیع بودم وراضی شدم به نوکریت

به گوش خود بزدم حلقه ای زسروریت

 

دلم همیشه به دامت اسیر بوده شها

چومن اسیر جهانی به نقش دلبریت

 

همیشه مشکل خود را به پیشت آوردم

کرم نمودی وحل شد به دست حیدریت

 

امام رافت وپشت وپناه شیعه توئی

همه نشسته سر خوان بنده پروریت

 

رضا رضا شده آهنگ ضربه قلبم

کبوتر دل من جلد گنبد زریت

 

اسیردام گناهست آهوی دل من

ضمانتی بنما با ید پیمبریت

 

اگر که از در خود نا امید گردانیم

توسلی بزنم از طریق مادریت

 

به زادرروز تو مولا سروده ام شعری

که شاملم بشود لطف پور آخریت

 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با عرض تبریک به مناسبت میلاد با سعادت امام رئوف،آقا علی بن موسی الرضا(ع) تقدیم می شود:

 

مرغ دلم پر می زند اندر هوایت یا رضا

بیمارم وامید من لطف شفایت یا رضا

 

یا ضامن آهو منم آهوی سرگردان تو

هنگام مرگم کن عطا سیر لقایت یا رضا

 

همواره دارم آرزو آیم حریم پاک تو

پروانه سان دوری زنم  گرد سرایت یا رضا

 

ده روز ویک چون بگذرد از ماه ذی القعد الحرام

شاد وچراغانی شود ایران برایت یا رضا

 

در روز میلاد تودل شادان وخرم می شود

پیوسته بر لبهای من ذکر ثنایت یا رضا

 

شاه خراسانی من،بر نوکر ناقابلت

بنما عطا دربانی صحن وسرایت یا رضا

 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

با تبریک ایام ولادت با سعادت علی بن موسی الرضا(ع)

 

رباعیات رضوی:

 


ذیقعده شد ویازدهم روز آمد

ماه رضوی مهر جهانسوز آمد

در خانه هفتمین امام معصوم

زیبا پسری شمع شب افروز آمد

**                **

حق داد امام هفتمین را پسری

بر دست گرفت نجمه قرص قمری

از سوی پدر پسر علی(ع) نام گرفت

داده شجر ولا چه نیکو ثمری

**              **

بر شیعه امام هشتمین آمده است

بر آل علی(ع) عالم دین آمده است

از سوی خدا "رضا"لقب گشت بر او

احیاگر قرآن مبین آمده است

**                 **

بیمار رضایم وشفا می خواهم

دیدار حریم با صفا می خواهم

گر مفتخر طوف حریمش گردم

با اشک برات کربلا می خواهم

**               **

از کودکیم ورد زبان نامش بود

آهوی دلم اسیر در دامش بود

در هجمه طوفان بلا کفتر دل

با یاد رضا(ع)نشسته بر بامش بود

**                 **

ای کاش شود کنار مرقد آیم

درروز تولدت به مشهد آیم

با خیل عظیم زائرینت آقا

با هلهله وشادی بی حد آیم

 

سراینده:اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

قیمت مرغ روز بروز بالاتر میره وصرفا می تونیم به نگاه به اون اندام خوردنیش اکتفا کنیم ...دست ما کوتاه وخرما بر نخیل..

 

تو مرغ بی بال وپری

از مردمان دل می بری

درحیطه ی ارج وبها

هر روز بالا می پری

**            **

هجرت چوتیری بر تننست

رویای پختت با من است

سهمم زآن اندام تو

بازو وپا وگردن است

*            *

 قربان آن اندام تو

هم سینه وهم ران تو

آیا شود باری دگر

یکدم شوم مهمان تو

 

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

هشتم شهریورماه 1360 ،در ساعت سه عصر، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست‌وزیری برخاست. کارکنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. این واقعه درست دو ماه پس از آن رخ داد که آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی‌ بهشتی و بیش‌از 70 تن از چهره‌های سیاسی و اجرایی عضو حزب جمهوری اسلامی در انفجار دفتر این حزب ترور شده و به شهادت رسیده بودند. شهید رجایی هنگام مرگ 48 سال سن داشت. او پس از پیروزی انقلاب ابتدا سمت وزارت آموزش و پرورش را برعهده داشت و سپس در سال 1359 به نمایندگی مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی شد. در 20 مرداد 1359 به نخست‌وزیری و پس از عزل بنی‌صدر از مقام ریاست‌جمهوری در انتخابات دوم مرداد 1360 با کسب بیش از 13 میلیون رأی مردم به عنوان دومین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. مرحوم باهنر نیز هنگام شهادت 48 ساله بود. او پس از پیروزی انقلاب مسوولیت‌هایی از جمله عضویت در شورای انقلاب، نمایندگی مردم کرمان در مجلس خبرگان، نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، وزارت آموزش و پرورش (در کابینه شهید رجایی) و دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی (پس از شهادت دکتر بهشتی) را برعهده داشته است. او پس از انتخاب شهید رجایی به ریاست‌جمهوری، از سوی وی به نخست‌وزیری جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان‌ها ریختند و ایران در سوگ رئیس‌جمهور و نخست وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهریور ماه سال 1360 مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و با سردادن شعار«رجایی، رجایی! راهت ادامه دارد! » پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند .

یادشان گرامی وراهشان پر رهرو باد

+ نوشته شده در  شنبه هشتم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام
اول ماه ذی القعده روز میلاد با سعادت حضرت معصومه(س)است..این روز به نام "روز دختران"نام گذاری شده است.به همین مناسبت سروده ام که برگرفته از احادیث ائمه اطهار در باره دختران است  تقدیم می گردد:

امروز روز دخترانست
روز ی نکو در این جهان است

دختر در یکتای خلقت
برکت به هر کون ومکان است

گوید امام صادق(ع) ما
خوبی دختر بی گمان است

دسته گل زیباست دختر
روزیش با رب جهان است(رسول اکرم)

فرزند دختر بهترین است
این از پیمبر(ص) در بیان است

دختر برای والدینش
از باقیات صالحان است(رسول اکرم)

هر کس که دارد چند دختر
در جنت حق آشیان است(رسول اکرم)

گوید رضا(ع)مولای هشتم
خالق به دختر مهربان است

دختر،بدان این روز زیبا
با زاد روزی همزمان است

میلاد دخت پاک کاظم(ع)
معصومه آن کنز نهان است

آموز ازو حجب وحیا را
اینها زمعصومه عیان است

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

روز کارمند بر کارمندان آسیب پذیر مبارک واین شعر طنز تقدیم شما:

 

کارمندم صاحب روزم

از گرانی به دل همی سوزم

دخل من نیست همره خرجم

قوزآید همیشه بر قوزم

اول ماه می کشد ته پول

من به یارانه چشم می دوزم

قسطهایم احاطه کرده مرا

شب زمیزانشان بود روزم

می کشم هر مسافری ناچار

کهنه ماشین یار دلسوزم

ای بمیرم برای همسرخود

سالیانیست گشته پاسوزم

روز من آمده ولی پاداش

مشت مسئول روی این پوزم

اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

صحبتی با گرانی:

عادت به تو کردیم، به ما جان جهانی

ای همدم همواره ی ما ،آی گرانی

 

هرسال تو نسبت به پسین سال رشیدی

نه اهل زوالی ونه محدود زمانی

 

هم اهل اصولی وهم از کسوت اصلاح

برهر دوی ایشان شده ای دوست جانی

 

هر کس که بیاید بزند کوس مهارت

خود را به مهارت تو زبندش برهانی

 

کلی کمر از فیض وجود تو شکسته ست

الحق که تو ازجرگه ی نابود گرانی

 

گویند که با ارز وطلا رابطه داری

کارت شده با قیمتشان موش دوانی

 

ناچار نمودیم به تو عادت وافسوس

معتادی ما را نبود خط امانی

 

هرکس نتواند زپست خوب برآید

یا رب برسان مرد کهن،گاو نر،آنی

 

 اسماعیل تقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

سلام

 

چو بیمار از شفا سرمست گردد

طبیب از فرط شادی مست گردد


خدا شافی و این خود افتخاری است

که دستی با خدا همدست گردد

 

یکم شهریور ماه سالروز ولادت بزرگ دانشمند و طبیب برجسته نامدار ایرانی جهان اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا و روز پزشک بر تمامی طبیبان فرزانه و جامعه پزشکی تلاشگر ایران اسلامی بخصوص کاربران پزشک تبیانی خجسته باد

+ نوشته شده در  شنبه یکم شهریور 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  | 

قصه موشهای قدیم وجدید :

 

اون قدیما یادش بخیر موشا چه کوچیک بودن

قلقلی وخوش منظره با دم باریک بودند

 

 

وقتی اونارو می دیدیم از ما فرار می کردن

 

گربه ها هم این موشارو راحت شکار می کردن

 

 

وقتی می دیدیم که اونا تو تله موش اسیرند

 

راحت نبود تا بینیم اونا دارن می میرن

 

 

قصه تام وجری با موش کوچیکا معنا داشت

 

هیکل اون موشا به زور یه سانت ونیم پهنا داشت

 

 

 اما نمی دونم چی شد موش کوچیکا غیب شدن

 

موشای دیگه اومدن جاشونو صا حب شدن

 

 

این موشا خارجی بودن با کشتی ها اومدن

 

تیشه به ریشه ی موشای کوچیک ما زدن

 

 

هیکلاشون گنده وبا هیبت گربه ترسون

 

از اولش خط ونشون می کشیدن برامون

 

 

روز بروز اونا شدن گنده تر وگنده تر

 

بطوری که به این موشا می شد بگی موش خر

 

 

یواش یواش تو همه ی خیابونا پر شدن

 

گربه ها گاو شدن ،موشا همه ماتادور شدن

 

 

 موشا شدن گربه وگربه ها شدن همه موش

 

کارتون تام وجری شد از خاطرا فراموش

 

 

شهرداری ها از پس این موشا نیومدن بر

 

موجودی سم اونا همه کشید به آخر

 

 

انگاری این موشا همه خوب درس شیمی خوندن

 

ضد سما رو ساختن وشهرداری رو پیچوندن

 

 

از ناچاری کار ما شد مسالمت با موشا

 

  توی تصوراتمون شدن مث خرگوشا

 

 

عادتمون شدکه دیگه هرروزه موش ببینیم

 

هر نوع غذایی که داریم جلو اونا بچینیم

 

 

عجب زمونه ای شده راس راسی این زمونه

 

همش می ترسیم که موشا نفوذ کنن به خونه

 

 

جمعیت اونا میره تصاعدی به بالا

 

هیکلشون داره میشه اندازه ی شغا لا

 

 

همینطوری که پیش میره میشن صاحب تهرون

 

ما آدمارو میندازه از شهر تهرون بیرون

 

 

بیاین تا که دیر نشده کار بکنیم اساسی

 

تشکیل بدیم یه لشگر مردمی وحماسی

 

 

با کمک جادو وجنبل،همه سم فروشا

 

بی خیال شهرداری ها،بریم به جنگ موشا

 

اسماعیل نقوایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت   توسط اسماعیل تقوایی  |